شقایق
مرد بیابانگرد از بیابانی می گذشت که زن زیبا، تنها و سرگردانی را دید. از او پرسید: "که هستی و اینجا در این بیابان تنها چه می کنی؟" زن زیبا روی گفت: "نامم راستی است و بیابان نشینم چون مردمان را همه ناراستی است
شقایق
دختر آرزوهایم نه مدل ابروهایش شیطانیست... و نه موهایش را هایلایت زرد میکند... دختر آرزوهای من کفش نایک، شلوار دیزل یا مانتوی زارا نمیپوشد... دختر آرزوهای من ماشین هم ندارد... دختر آرزوهایم احتمالا در یک کارخانه یا فروشگاه کار میکند... و شبها آنقدر خسته است... که یادش نمیماند به من فکر کند...
شقایق
دوست دارم غذایی باشم... که لاشخوری برای جوجه ی گرسنه اش میبرد... تا اینکه در دل خاک... بیهوده بپوسم... همین...
شقایق
گمشده ی نسل ما اعتماد است نه اعتقاد...!!!
شقایق
از عجایب عشق همین بس !! . . . تنها آغوش همانی آرامت میکند که دلت را به درد آورده و آتش زده….
شقایق
انقدر غرق سكوت شده ام كه صدای اشكهایم را میشنوم
شقایق
تو روز و روزگار من.. بی تو روزای شادی نیست.. تو دنیایی منی اما...! به دنیا اعتمادی نیست...!!!
شقایق
وقتی باد شالیزار را میرقصاند دلم هوای بودنت را میکند گرفتن دستانت و رقصیدن زیر نور ماه
شقایق
مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَست دادن یافتــَـم و در این میان سَهم من تنهـــــا یک یادَت به خیر ساده بود ..
شقایق
اگر یک روز از زندگی من باقی مانده باشد، از هر جای دنیا چمدان کوچکم را میبندم راه میافتم ایستگاه به ایستگاه مرز به مرز، پیدایت میکنم، کنارت مینشینم، روی سینهات به خواب میروم
شقایق
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها... تهی از موج و سراب... دورتر از رفقا... خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من... من دلم تنگ خودم گشته و بس...!
شقایق
گـــاهی پـــــــروانه ها هم اشتباه عاشــــــــــق میشوند..... بجای شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــمع گرد چراغهای بی احساس خیابانها میگردند...

15 سال و 29 روز و 5 ساعت و 34 دقيقه قبل
15 سال و 29 روز و 5 ساعت و 30 دقيقه قبل