دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای گفته ها و ناگفته های خودم
در انتظار قاصدکی از جنس خودم ....

جزئیات گروه

شناسه 468
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
ارسال 735 پست
عضو 136 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 293
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 530
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 130

کاربران گروه

(134 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

قاصدک و شقایق
شناسه‌: 468 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Peyman
smstak-7.jpg Peyman

یکنفر در همین نزدیکی ها، چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ... خیالت راحت باشد، آرام چشمهایت را ببند. یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است. یکنفر که از همه زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Peyman
Peyman

خودم را به هزار راه میزنم به هزار کوچه به هزار در نکند یاد آغوشت بیفتم ...

شقایق
شقایق

نگاهي كردومن را دربه در كرد يقيين كرد عاشقم بعدش سفر كرد شكستي خورد آمد تا بماند ولي من رفته بودم او ضرر كرد

شقایق
شقایق

به سوگند که تو برخواهي گشت من به اين معجزه ايمان دارم ... " منتظر بايد بود تا زمستان برود، غنچه ها گل بکنند ... "

شقایق
شقایق

آدمی را آدمیت لازم است , عود را گر بو نباشد , هیزم است . . .

شقایق
شقایق

قنوت یعنی خود را در دست ها نهادن و تقدیم خدا نمودن . . .

شقایق
شقایق

وقتی حوصله ام را با خود می بری صبرم از کاسه خیالت لبریز می شود و بی هوا… تو را ارزان به دست فروش دوره گرد …به قیمت یک نگاه مهربان می فروشم!

*فرياد*
21.jpg *فرياد*

برو وبه#شقایق هابگو ازدوریش به حافظ پناه بردم و گفت *سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت* آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت* تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت *جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت *سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع *دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت *آشنایی نه غریب است که دلسوز من است *چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت *

شقایق
شقایق

من چقدر دلتنگم و چقدر تشنه ی لبخند کسی که باران را می شناسد و دریا را می فهمد …و می داند ……سنگ ، سنگ است و نباید پرتاب کرد…

*فرياد*
*فرياد*

هیچ تنهایی بدتراز ماندن در جمعی که همه به ظاهر ترادوست دارند نیست

شقایق
شقایق

من از یک شکست عاشقانه باز می گردم جایی که واژه ها درونم جان باخته جایی که بر مزار آرزوهایم اشک می ریزم و اما تو از یک عشق تازه لبریزی

شقایق
شقایق

قاصدکها هم مانند تو ، بعد از کلی آرزو مرا ترک گفتند ! انگار این رسم طبیعت است !

شقایق
شقایق

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود ، این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای !!!!

*فرياد*
*فرياد*

عجب دنیای است وقتی حرف میزنی هیچکس حاضر نیست قبول کند ووقتی حرف نمی زنی همه میگویند آخه چی شده

*فرياد*
20.jpg *فرياد*

کودکی. . . . . (ادامه دردیدگاه)