حامد
انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله!
حامد
خوشبختی را در همین لحظه باور کن، لحظه ای که دلی به یاد توست
حامد
چقدر سخته...بعد از پشت سر گذاشتن کلی خاطره قشنگ با بی اعتنایی و بی تفاوتی بهت بگه :هرجور راحتی کسی مجبورت نکرده بمونی
حامد
اگر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی , حتما برو, بی معطلی! چون نمیبایست کار به شک می کشید،که بیاندیشی یا نیاندیشی! همان لحظه شک , کار تمام است...! نه اسمش عشق است؛نه علاقه؛نه حتی عـادت؛ حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست....
حامد
هنوز هم زندگی بدون تو برایم شیرین است ! آری شیرین شیرینی که تلخیش را تنهایی و محبتش را بیوفایی داد میزند خسته شدم از این همه شیرینی
حامد
مـرور عـا شـقـى سـرمـایـه مـى خـواهـد ; و قـت آ زاد و حـواسِ جـمـع ...كـه مـن نـدارم ! ! ! ...... حـوصـلـه ام كـم است , مـشـغـلـه ام زیـاد ; و مـى خـواهـم سـر بـه تـن ِ هـیـچ رویـایـى نـبـاشـد
حامد
میدانی تنهایی کجایش درد دارد !!؟ انکارش ...
حامد
این روزها
شماره تلفنِ خیلیها را خط زدهام:
غزاله، هوشنگ، شاملو، محمد ...!
عدهای مُردهاند
...عدهای نیستند
عدهای رفتهاند
و دور نیست روزی
که بسیاری نیز شماره تلفن مرا خط خواهند زد.
زندگی همین است
یک روز مینویسیم وُ
روزِ دیگر خط میزنیم
حامد
تنها تفاوت ما این است : تو به خاطر نمی آوری ، من از خاطر نمیبرم !
حامد
وقتی گریه کردیم گفتند بچه است وقتی خندیدیم گفتند دیوانه است وقتی جدی بودیم گفتند مغرور است وقتی شوخی کردیم گفتند سنگین باش وقتی سنگین شدیم گفتند افسرده است ...وقتی حرف زدیم گفتند پر حرف است وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقه حالا که عاشقیم میگن اشتباهه...........
حامد
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعرهای قشنگش چون پرواز پزنده ها میخواند
دلم برای کسی تنگ است
...کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد
و پری دلم را با وجود خود خالی
دلم برای کسی تنگ است
کسی که بی من ماند
حامد
حاشیه نمـــی بافــم
دل باختــه بودم
و حالا خــودم را باختــم
تنها بخاطر پیروزی در آغوش تـــــو !!!
حامد
نکاه ساکت باران
به روی صورتم دزدانه می لغزد
ولی یاران نمی دانند
که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه می خندم
ولی اندر سکوتی تلخ
می گریم......
حامد
کدام راه است
که پای خسته را نشناسد
کدام کوچه
خالی از خاطره است
و کدام دل...
هرگز نتپیده
به شوق دیدار
بیا...
تا برایت بگویم
از سختی انتظار
که چگونه...
در دیده های بارانی
رنگ هذیان به خود می گیرد!!!