✔ عـلـ[بابا]ــی
ماهي روشن چشمم آيا ... باز در چشمه شفاف دلم خواهد خفت؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
وه ... چه بيگانگي غمناكي ... ! آخ ... اين فاصله ها را ... كه چه بيدادگرند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ازعکسهای نشنال جئوگرافی ... ! ( Sailboats, Borocay,Philippines by Ken Michael Jon Taarup )
✔ عـلـ[بابا]ــی
باغ را اين تب روحي به کجا برد که باز ... قمريان از همه سو خانه به دوشند همه ... ای هر آن قطره ز آفاق هر آن ابر، ببار ... بيشه و باغ به آواز تو گوشند همه ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
امید نوبهار من ... لبی به خنده باز کن ... ببین چگونه از گلی ... خزان باغ ما بهار می شود ... (سیاوش کسرایی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
ازعکسهای نشنال جئوگرافی ... ! ( Mount Mayon,Philippines by Jeric Mariano )
✔ عـلـ[بابا]ــی
روی دیوار کلیسایی نزدیک درب ورودی نوشته بودند ؛ اگرازگناه خسته شدي، وارد شو ... و یک خانمي زيرش نوشته بود ؛ اگر نه ،با اين شماره تماس بگيريد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
دوره ای شده استكه ... حاضریم جای "پت" باشیم ... ولی ... یک دوست واقعی مثل "مت" ... داشته باشیم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آنگاه با خمیازه ای ناباورانه ... بر شانه های خسته ام دستی کشیدم ... بر شانه هایم انگار جای خالی چیزی ... چیزی شبیه بال احساس می کردم ... ! (قیصر امین پور)
✔ عـلـ[بابا]ــی
روبروی بهشت نشسته ام ... و جهنمی از دلتنگی با من است ... تا پل دستانت فرسنگها فاصله دارم ... بی تاب وخسته ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
نه، اينجا نه ... پنج قدم به موازات نگاهم بپيچ به چب ... نگاهم كن، خوب نگاهم كن ... و به من بگو ... من كي مُردم؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرگم را انکار نکن ... تو حتا میدانی کجا به خاک سپرده شده ام ... تو همه چیز را میدانی، منتظرم نباش ... بعید میدانم برگردم ... حتا به خواب هايت ... ( بهار كيان افراز )
✔ عـلـ[بابا]ــی
گرچه ... سالها از نداشتنت میگذرد ... ولي باور کن ... هنوز عاشقانه دوست میدارمت ... باور کن ناباور عشقم ... ! (بهار كيان افراز)
✔ عـلـ[بابا]ــی
ازعکسهای نشنال جئوگرافی ... ! ( The Pyramids of Giza by Jochen Schlenker )
خواهد خفت؟ ... !
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلبله ...
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 39 دقيقه قبلانشالله.
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 35 دقيقه قبلدست من آيا
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلآبنوس تر اندام تو را
باز صيقل خواهد داد؟
ماهي روشن چشمم آيا
باز در چشمه شفاف تنت خواهد گشت؟
باز هم قافله سرخوش انگشتانم
روي آن جاده ابريشم
آسياي تن عريانت را
هند تا هند سفر خواهد كرد؟
گردباد نفس گرم من آيا باز
جنگل خرم موهاي بلندت را خواهد آشفت؟
ماهي روشن چشمم آيا
باز در چشمه شفاف تنت خواهد خفت؟
وه چه بيگانگي غمناكي
آوخ اين فاصله ها را كه چه بيدادگرند!
محسن پزشکیان
آوخ اين فاصله ها را كه چه بيدادگرند! ... آوخ اين فاصله ها را كه چه بيدادگرند!

14 سال و 3 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 22 دقيقه قبلبسیار زیبا. ممنون.