دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام به همه شما عزیزان.
این‌گروه‌همانطورکه‌از‌نامش‌
پیداست‌متعلق‌است‌به‌بچه‌های‌ قدیم‌ایران‌توییت‌که‌اینجادوباره‌
دور‌هم‌جمع‌شدند.ولی‌خیلی‌
دوست‌داریم‌دوستان‌دنبالری‌هم‌
به‌جمعمان‌بپیوندند‌تا‌دوستان‌
جدید‌پیدا‌کنیم.
درب‌این‌خانه‌مجازی‌ما
همیشه‌باز‌است.خوش‌آمدید!
نحوۀ ارسال مطلب از طریق sms به گروه بروبکس توییت :
1-ابتداصفحهsmsخودرابازکنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 480 می باشد را وارد کنید. بصورت [480]
3- سپس sms را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
----------

جزئیات گروه

شناسه 480
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 38597 پست
عضو 781 کاربر
طرفدار 72 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 15
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 19
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 2

کاربران گروه

(776 کاربر)

مدیران گروه

(6 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بروبکس توییت
شناسه‌: 480 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ملودی
ملودی

خیالت "جمع"... هنوز هم ، تـــو را از بقیه "منها" میکنم ...!

ملودی
ملودی

پاتوق من ...شبها ...در دل تو ...همین ...

ملودی
ملودی

دیگر برای داشتنش سماجت نمی کنم، پرنده ای که مال من نیست صد تا قفس هم برایش بسازم ، باز هم میرود....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ملودی
ملودی

مهربانیت آنقدر زیباست که سنجاقکی بدون ترس روی کف دستت آب خواهد خورد...

ملودی
ملودی

نبودنم هم عادتت می شه...

ملودی
ملودی

تمام معادلات ریاضی ...بی معنی میشود ...وقتی ...یک روز نبودن تو ...بیشتر است ...از صد سال بودنت ...

ملودی
ملودی

در طواف کعبه ی دلت ...تا ملکوت عشق ...عروج میکنم ...

ملودی
ملودی

نه قدر گوینمیشم ؟...نه قدر سزلامشام ؟ ...نئجه سن سیزلمیشم ؟ ...آخ نئجه سن سیزلمیشم ؟ ...

ملودی
ملودی

من ..." دکارت " ..." ژید " ...یا " کامو " نیستم ...که بگویم : ..." هستم " ...من شاید ...شبیه آزادی ...همیشه در بندم ...یا شبیه تنهایی ...همیشه عاشق ! ...

ملودی
ملودی

گلها را آب داده ام کبوتر ها را دانه تنها لولای در را رو غن نزدم وقتی بیایی جیر جیر کند ومن از کسالت هزار ساله ی آدم بیدارشوم ...

amirali
amirali

داستان درویش و زاهد و دختر کنار رودخانه . . . . . . . زاهد و درویشی که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر می کردند، سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بی درنگ دخترک رابرداشت و از رودخانه گذراند. دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام زاهد که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.» درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ننن.jpg ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

در سکوت دست یکدیگر را بگیرید کم کم یاد می‌گیرید که بدون کلام ارتباط برقرار کنید..... خدانگهدارتون دوستان عزیز ... تا بعد ...

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ضض.jpg ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

خدایا عاقبت فهمیدم که چرا آخرین پله ی نردبان همیشه پوسیده است! زیرا مرگ، آخرین قدم برای زنده شدن در توست... ... خدایا او که قلبم را شکست او که روی آخرین پله دستم را نگرفت تنها خورده شیشه های قلبم نصیب دست و پایش شد! و من منی که سقوط کردم تو نصیبم!

ܔܜܔ  Sasan ܔܜܔ
ااا.jpg ܔܜܔ Sasan ܔܜܔ

این که مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است. قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس. اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد؟! آدمها،ماهی ها را درتُنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه. اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است و قلب وقتی در خدا غوطه خورد قلب است.

amirali
amirali

تا حالا بـــه این فکــر کردین با اینکــــه سـگ به وفاداری معروفــــه اما چــرا میگن مثه ســگ پشیمون میشــی؟! چـــون تــه وفاداری پشیمونیــــــه.