✔ عـلـ[بابا]ــی
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟ / کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را ؟ / غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور / پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را / ! ... /
الهــــ ه
آره اینجا ایرانه ! جایی که زنا باید پوششون رو حفظ کنن چون مردا رو خودشون کنترل ندارن و تحریک میشن ، اینجا ایرانه ، من ِ دختر ایرانی اینقد قدرتم زیاده که با یه پوشش نامناسب میتونم مردا مثه موم تو دستم نرم کنم ! آره . . .
✔ عـلـ[بابا]ــی
آن را که غمی چون غم من نیست چه داند / کز شوق توام دیده چه شب میگذراند؟ / ترسم که نمانم من از این رنج دریغا / کاندر دل من حسرت روی تو بماند / ! ... /
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
یه ترانه از تو دور / یه ترانه به نزدیک / پیش تو گم میشم از تو ای غزلواره تاریخ
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
من وبشناسون دوباره به من و آینه و دیدار / من و تازه کن به بوسه / من و دست گریه نسپار
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
قصه تو قصه من قصه تگرک و شنبم قصه برف و شراره قصه دشنه و مرهم ، قصه من قصه تو قصه تلخ دوباره قصه پلنگ عاشق قصه صید ستاره....
وحید (آقای خاص)
من بـــهـــــــــــــــانه می گیرم و تــــــــــــــو دهانـــــم را با یک "بـــــــــــــوســــــــه" ببند..
✔ عـلـ[بابا]ــی
گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم / ور زخم زنی دل را بر خنجرت افشانم / با من به سلام خشک ای دوست زبان ترکن / تا از مژه هر ساعت لعل ترت افشانم / ! ... /
✔ عـلـ[بابا]ــی
دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشت / ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت / نز تفکر، عقل مسکین، پایمال صبر دید / نز پریشانی دل شوریده، چشم خواب داشت / !... /
✔ عـلـ[بابا]ــی
تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت / که نظر نمیتواند که ببیندت که ماهی / من اگر چنان که نهیست نظر به دوست کردن / همه عمر توبه کردم که نگردم از مناهی / ! ... /
✔ عـلـ[بابا]ــی
ای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهای / حسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهای / خاطر عام بردهای، خون خواص خوردهای / ما همه صید کردهای، خود ز کمند جستهای / ! ... /
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
13 سال و 11 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 52 دقيقه قبلبا صد هزار دیده تماشا کنم تو را
بالای خود در آینه چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مومن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم
خورشید کعبه ، ماه کلیسا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یک جا فدای قامت رعنا کنم تو را
فروغی بسطامی