زهره
اگه از جاده دل سردم...اگه راهمو گم کردم..."تـــو" با من باش از اول ...یه کاری کن که برگردم...اگه دائم گرفتارم...اگه دائم پریشانم....تو کاری کن که بفهمم ...توی این " بن بست" تو رو دارم...!
✔ عـلـ[بابا]ــی
دیگر آن مجنون سابق نیستم / آن بیابان گرد عاشق نیستم / اینک از اهل نسیم و سایه ام / با تب صحرا موافق نیستم / با سلامی با خیالی دل خوشم / در تکاپوی حقایق نیستم / بس کنید اصرار را، بی فایده ست / شاید من برای عشق لایق نیستم / ! ... /
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق یک سیب بهشتی است که بی پرهیز است / و به اندازه ی چشم تو خیال انگیز است / مملو از خون دل است این همه، اما دل نیست / کاسه ی صبر من است این که چنین لبریز است / ! ... /
✔ عـلـ[بابا]ــی
ﻣﺮﻫﻢ ﺯﺧﻢ ﻫﺎی ﻛﻬﻨﻪ اﻡ ،ﻛُﻨﺞ ﻟﺒﺎﻥ ﺗﻮﺳﺖ!... ﺑﻮﺳﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮاﻫﻢ ... فقط ﭼﻴﺰی ﺑﮕﻮ ! ... / [ناصر رعیت نواز]
✔ عـلـ[بابا]ــی
گوي سبقت را ربود از عاشقان با بردباری ... آنكه راه عشق را پيمود با پای شكسته / وصلت پير و جوان بسيار دورست از مُروّت / زشت باشد پيش زيبا چهره، كالای شكسته ! ... /
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
قفسم را نشکن ، گر رهایم سازی بخدا خواهم مرد ؛ من به زنجیر تو عادت دارم...
✔ عـلـ[بابا]ــی
شب سیاه خزان رخنه کرد بید به بید / نمیرسید به رغم چراغ، دید به دید / دری گشوده نشد قفل روزگار شکست / دل تمامی این شهر را کلید کلید / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ملک درویشی نپنداری که بی لشگر گرفتم / این ولایت من به آه گرم و چشم تر گرفتم / آب حیوان بد قناعت جستم از ظلمات خلوت / این روش تعلیم من از خضر پیغمبر گرفتم / ... ! [خط زیبای میر امید]
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
اگه میشنوی صدام و بیا هم خونه من شو / خونمون خیلی کوچیکه قد پرواز من و تو
✔ عـلـ[بابا]ــی
من از عقرب نمي ترسم ولي از «نيش» می ترسم / ندارم شكوه از بيگانگان از خويش می ترسم / ندارم وحشتی از يوز و ببر و حمله ی شيران / از آن گرگی كه مي پوشد لباس «ميش» مي ترسم / مرا با خانقاه و خرقه و درويش كاری نيست / ولي از آن مسلمانان «نادرويش» می ترسم / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خدایا ... رحمتت دریای عام است ... زلطفت قطرهای ما را تمام است ... !