وحید (آقای خاص)
یک خانم برای طرح مشکلش به کلیسا رفت.او به کشیش گفت: من دو طوطی فوق العاده زیبا و ماده دارم اما متاسفانه فقط یک جمله را بلدند بگویند:ما دوتا فاحشه هستیم میای با هم خوش بگذرونیم؟ این موضوع واقعا برای من دردسر شده و آبروی مرا برده کشیش خیلی تعجب کرد و گفت:من 2 طوطی نر دارم آنها خیلی خوب حرف می زنند و مرتب به خواندن دعا مشغول اند تو طوطی های خود را به کلیسا بیاور تا شاید از طوطی های من حرف های خوبی یاد بگیرند فردای آن روز زن طوطی های خود را به کلیسا آورد و آنها را درون قفس کشیش گذاشت طوطی های ماده گفتند: ما دو تا فاحشه هستیم میای با هم خوش بگذرونیم؟ طوطی های نر نگاهی به هم انداختند یکی به دیگری گفت: اون کتاب رو بزار کنار دعامون مستجاب شد!!
در کل کل


جزئیات گروه
6 




14 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبلخو باهم دیگه استفاده میکنیم ...
14 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 17 دقيقه قبلبابا چیزی که زیاده دختر خوب ...
با اجازه بزرگتراااااااااااااااااااااااااا >>> ببخشید حواسم نبود زودتر بله رو گفتم
14 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 15 دقيقه قبلزودتر به کی بله رو گفتی ؟
14 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 13 دقيقه قبلاون دفعه (خیلی باشعور بود منم ازش جدا شدم) با اجازه خودم بله رو به دوست پسرم دادم
14 سال و 3 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 10 دقيقه قبل