♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم ومیمیرم مرگ نه سفری بی بازگشت است ونه ناگهان محوشدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری .
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
مانده ام چگونه تو را فراموش کنم اگر تو را فراموش کنم باید... سال هایی را نیز که با تو بوده ام فراموش کنم دریا رافراموش کنم و کافه های غروب را باران را اسب ها و جاده ها را باید دنیا را، زندگی را و خودم را نیز فراموش کنم تو با همه چیز من آمیخته ای...
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
دنیا کوچکتر از آن است که گمشدهای را در آن یافته باشی هیچکس اینجا گم نمیشود آدمها به همان خونسردی که آمدهاند چمدانشان را میبندند و ناپدید میشوند " عباس صفاری
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
رهگذری پریده رنگ ... سیاه سپید مایل به خاکستری ... به یادش بسپار ... اهالی این دیار همه آتش زیر خاکسترند ....
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
برای جلب توجه پروردگار نیایش مکن٬ تا بدی ها را اصلاح کند برای جلب توجه خود نیایش کن ٬ و بدان که نیاز به اصلاح چیزی نیست... (ریچارد باخ )
طآها
دیدی تن بعضیها هیچ بویی نمیدهد حتی بوی گند کافور.. به نظر تو اینکه تن بعضیها هیچ بویی ندارد خوب است یا بد؟
طآها
بیهوده عاشق تو شدم ..نه نامی داشتی.. نه چهره ای
در تاریکی بازی می کردم ..
باید می باختم ..
حالا منم و دست های خالی.
و ماه سکه ایست دست نیافتنی..
حالا منم و سرشکستگی ..
قماربازان سرشکسته به خانه برمی گردند..
طآها
میدانم یادت هست.. همین برایم بس است.. به زبانت جاریش نکن.. شیرینیش کم میشود...
طآها
در شهری به نام "عشق" کوهی است به نام "محبت" و از آن کوه رودی می گذرد به نام "صفا" و در آن رود جویباری می رود به نام "وفا" و همه با هم به آبگیری می ریزند به نام "وداع
طآها
هیچ وقت دل به کسی نبند...چون این دنیا اینقدر کوچیکه که توش 2 تا دل کنار هم جا نمی شن...!!ولی اگه دل بستی,هیچ وقت ازش جدا نشو ...!چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی
الهــــ ه
يک برگ ديگر از تقويم عمرم را پاره ميکنم... امروز هم گذشت... با مرور خاطرات ديروز... با غم نبودنت... و سکوتی سنگين ... و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط ميدوم ... ميان کوچه های تاريک غربت و تنهايی صدای قدمهايت را می شنوم اما تو نيستی... فقط صدايی مبهم... تو رفتی و خورشيد را هم بردی... و من در اين کوچه های تنگ و تاريک سرگردانم و منتظر ..
سحر
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر.. فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .
سحر
تا عمر دارم این دل شکسته رو تحمل میکنم و با خودم همه جا می برم تا شاید یه بند زن پیدا بشه بتونه مثل قبل درستش کنه تا شاید دوباره عاشق بشه
سحر
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود/ واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود