ســجـی
آرزویم این است... آرزويم اين است: نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی عاشق آن كه تو را می خواهد و به لبخند تو از خويش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه...
ســجـی
دل بيتاب من با ديدنت آرام مي گيرد اگر دوري زآغوشم نگاهم كام مي گيرد مرا گر مست مي خواهي نگاهت را مگير از من شب و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
ســجـی
كـاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت كاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت.
ســجـی
اگر دنياي ما دنياي سنگ است سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن يا رب گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است
ســجـی
به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست....
ســجـی
بنويس بر ياس كبود/ بنويس بر باور رود/ بنويس از من بنويس/ بنويس عاشق يكي بود
ســجـی
در هــــر جغــــرافیـــایے کــــــه بـــــــاشم "جهــــــــــت هـــــــا" تفاوتے نـــــــدارند... تمــــــــام دامنـــــــــــه هــــــــاے دلـــــــــــم رو به سمتــــــــ "خنــــــــــده هـــــــاے " توستــــــــ
ســجـی
امروز مردی در قبرستان آواز می خواند و برای مرده ها می رقصید! به گمانم می خواست روحشان شاد شود..
ســجـی
به یاد روزهایی که می گفتی دوست دارم میگفتی عاشقتم می گفتی زندگی من هستی می گفتی بیا با هم عشق را معنی کنیم می گفتی بی تو میمیرم و حال معنی تمامی آن روزها را می دانم دیگر از کلمه دختر نفرت دارم چرا که از تو متنفرم،متنفرم ولی برای آرامش تو از جان خود می گذرم تو به من معنی عشق و نفرت را یاد دادی نه معنی عشق را ولی باز هم از تو نفرت دارم
ســجـی
برای تازه شدن دیر نیست روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
aynor
عشقِ مرد قسمتی از زندگی او و عشق زن همه زندگی اوست( لرد بایرون)
aynor
عشق یعنی عبرت روزگار ، شلاق زمانه ، قصاص زندگی ، ولی افسوس...... قصاص زندگی را دید.... شلاق زمانه را خورد.....ولی عبرت نگرفت.
aynor
دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس......... سند عشق به امضا شدنش می ارزد
aynor
یکی جز من تو دلت بود...واسه این بود برنگشنم......
Sayeh
سلام سلام بر کوی عشق... آنجا که نان می فروشند به بهای عشق و آنجا که می پرسند عشق سیری چند؟