matin
عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛ و آن دوست داشتن است همچون شمع که در گریستن خویش ، قطره قطره می میرد ذوب می شوم و محو می شوم و پایان می گیرم من از من از عشق بدم می آید ،برای اینکه یکبار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم.(مارک تواین
علی
عشق یعنی التماس چشمانم به جاده و (پیام ها) برای رسیدن خبری از تو..
علی
رفتی و قصر خيالم را فروريختی . رفتی و تاروپود عشق را گسستی .رفتی و از رفتنت داغها مانده به اين دل رفتی و از رفتنت گُلها شدند گِل
ســجـی
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم ، من میتوانم میشود ، آرام تلقین میکنم . کم کم ز یادم میبری ، کم کم زیادم میروی ، این روزگار و رسم اوست این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم...!!!!
علی
با این که همه دنیا یه طرفه و تو هم یه طرف دیگه ، اما وقتی تو رو ازم گرفتم تمام دنیام هم همراهش نابود شد..
ســجـی
از "این چیزی نبود که من میخواستم" شروع میشه و به "واقعاً چی شد که اینو خواستم" ختم میشه، همه چیز....
علی
اگر راه حلم درست بود پس نتیچه این است: من سزاوار سکوتم و تو سزاوار عشق..
علی
کاش به جای قلبمون ، مغضمون عاشق میشد .. - اونجوری دیگه دنیا این همه معشوق مجازی نداشت - یه لیلی و یه مجنون و فقط یک عشق بود... ،، آن هم خدا بود و خدا بود و خدا بود...
علی
میترسیدم از روزی که بری و من با این وجورد بدون تو زنده بمونم ، و در حالی که هنوز هم دوستت دارم..
حامد ♥
به روی شط وحشت برگی لرزانم ، ریشه ات را بیاویز . من از صداها گذشتم . روشنی ها را رها کردم . رویای کلید از دستم افتاد . کنار راه زمان دراز کشیدم .
ســجـی
یک چهار دیواری دارم و قلمی که گاه و بیگاه جور مرا میکشد و حرفهای ناگفته ام را بر کاغذ مینوسد در آن لحظه قلمم مثل زبانم الکن نیست... کم نمیاورد، من من نمیکند...مینوسد شیوا، دقیق، بدون غلط در دفتر نقاشی ام خورشید دارد خواب میبیند....ملالی نیست....
علی
بزار بگم که تنهات نمیزارم ، حتی اگه تو هم نخوای من دوستت دارم..
ســجـی
برای رسيدن به تو پا پيش گذاشتم خودم را قسمت کردم. تو را سهم تمام روياهايم کردم .انصاف نبود تو که ميدانستی با چه اشتياقی خودم را قسمت می کنم . پس چرا زودتر از تکه شدنم جوابم نکردی برای خداحافظی……خيلی دير بود……خيلی دير.
ســجـی
تولد عشق... چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی...؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی...؟! پیله ات را بگشای ؛ تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی...

15 سال و 4 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 29 دقيقه قبل