از یاد رفته...
بدنم موج برمیدارد روی دریای خیالت کوبانده می شوم به ساحل تنهایی وشن های داغ خواستن تورا درخود فرو می کشند وکفم بریده می شوداز شوق شیدایی
از یاد رفته...
آنقدر باورت دارم که وقتی می گویی باران خیس می شوم...
در آرزوهایت مرا جا کن چون من در زیباترین دعاهایم تو را یاد کردم...
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
يک نفر ، هميشه يک نفر نيست ؛ يک نفر گاهي همه است ... شايد حالا بتواني بفهمي وقتي غروب يک روز تعطيل دلم براي تو تنگ مي شود...چه دلتنگي عظيمي را به دوش ميکشم...
از یاد رفته...
کـــــــــــــــــــوتـــــــــــــــــــاه میگویم دوستتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دارم اما ... از دوستــــــــــــــــــــــ داشتنتــــــــــــــــــــــــــــــ کوتاه نمی آیــــــــــــــــــــــــــم ...!
از یاد رفته...
هرکس که غریب است خریدار ندارد سرگشته و تنهاست دگر یار ندارد دانی که چرا نیست ز ما نام و نشانی یک فرد زمین خورده که دیدار ندارد
از یاد رفته...
دورادور عاشقت شدم، دورادور نگرانت بودم، دورادور عشق ورزيدم و خود نمى دانستى كه نگاه هاى گاه و بى گاه و بى تفاوتت سوژه اى براى تفسير من بود كه شب تا به صبحم را رويايى مى كرد... ... و حال عاشق شدن و عشق ورزيدنت به ديگرى را دورادور ميبينم و از همين دور، ميميرم
از یاد رفته...
یک خاطره ی عاشقانه از یک عاشق به معشوق نرسیده............. اخه چرا خودتون درگیر این مسائل میکنید؟اینجوری میخواید چی رو ثابت کنید؟
از یاد رفته...
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید
از یاد رفته...
روز مرگم در آخرین نفسم ... فقط یک چیز به او خواهم گفت: اونطوری نه !اینطوری مــــــــــــیرن!!!
از یاد رفته...
همبازي قديم! چشم نگذار... آنقدر دورم كه با شمردن همه ي اعداد هم پيدايم نميكني...
از یاد رفته...
دُنـبـال کَـسي نـيستَم که وقـتي ميگـم ميخـوام بـرَم بـگه نـرو کسي رو مـيخوام که وقـتي گـفتم ميـرم بـگه: صَبر کن منَم باهات ميـام تَنــها نــرو .
از یاد رفته...
آن نگاهت ان شب سرمشق هزاران رویاست . . . که در این تنهایی با تکرار تو میسازم... انقدر نگاهت را ، در قصه تکرارم ، تکرار نمودم که.... ان شب رویایی ، با همه تکرارش ، تلقین شبانم شد ... انقدر در این شب ها ، سر خوش ز تکرارم ... که """"حادثه هم از من ، بیزار و گریزان است""""" تا که در این تکرار ، خاطره سازی تو... من باز نگاهت را ، از خاطره می یابم ... از بخشش این تکرار ،هستی و می مانی .... این موی سپیدم هم ، از بخشش تکرار است ... تکرار شود باز هم ، ای کاش دیروزم... که واژه ی اینده ، ان تکرار دیروز است ... تکرار و تکرارست ، این قصه ی تکراری ... که این همه تکرارم ، تکرار نگاهت بود ...
از یاد رفته...
هميشه نمي شود زد به بي خيال و گفت: تنهـا امده ام ? تنهـــــــا مي روم... يک وقت هايي شايد حتي براي ساعتي يا دقيقه اي... کم مي آوري دل وامانده ات يک نفر را مي خواهد