دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میخواهیم برایت بنویسیم ای مادر شاید و البته "شاید" قطره ای باشد مقابل دریای خوبیهایت . . .

جزئیات گروه

شناسه 794
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 1398 پست
عضو 416 کاربر
طرفدار 39 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 59
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 67
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 74

کاربران گروه

(410 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مادر...
شناسه‌: 794 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رضـــی
رضـــی
در مادر...

از بچگی بهم یاد دادن که هر 1 ساعت ، 60دقیقه است و هر دقیقه 60 ثانیه است.........اما هیچکس نگفته بود هر 1 ثانیه بدونه 100 ساله...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

می آمدم و کله ی من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می کنند/ پیچیده صحنه های زمین و زمان به هم /خاموش و خوفناک همه می گریختند/ می گشت آسمان که بکوبد به مغز من/ دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه /وز هر شکاف و رخنه ی ماشین غریو باد/ یک ناله ی ضعیف هم از پی دوان دوان می آمد و به مغز من آهسته می خلید: تنها شدی پسر. (((( باز آمدم به خانه، چه حالی! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود/ انگار خنده کرد ولی دل شکسته بود: بردی مرا به خاک سپردی و آمدی؟ تنها نمی گذارمت ای بینوا پسر /می خواستم به خنده درآیم به اشتباه/ اما خیال بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

دست پـــ ــــر مهــــــرِ مادر تنها دستي است ، که اگـــــر کـــــوتاه از دنيا هـــــم باشد، از تمام دست ها بلنـــــــــــد تــــر است. . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رضـــی
رضـــی
در مادر...

بعد از تو از کدام دریچه آسمان را به تماشا بنشینم ... و با کدام واژه عشق را معنا کنم ... بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند ... کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است ... باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

..............تو که هرلحظه بی قرار منی

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

آه مادر! گر بخواهم بنویسم ز تو و پاکی و مهر/ باید اینکه بنویسم دو سه دیوان غزل/ پس چه بهتر سخن خویش به پایان ببرم ای همه هستی من مادر من/ به حقیقت سوگند که نهال عشق تو را در دل خود کاشته ام. مادرم دیرزمانی است که من " دوستت داشته ام".

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

در پس شاخه سرخ/پشت زیبایی باران حضور/ته آن کوچه ی باریک دلم/ پی تو میگردم/پی احساس لطیف عشقت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

به نمیروم اگر آنجا نباشد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

مادر چقدر راحت بر روي تمام نا ملايمات زندگي چَشم مي پوشد تمام خيانت ها و دروغها را مي بخشد و فرصتي دوباره مي دهد مادر بارها دلش خرد مي شود اما باز لبخند ميزند مادر روز ها بي صدا از شکستن دلش در خلوت اشک مي ريزد و هنگام امدن شريک زندگيش خرد کردن پياز را بهانه مي کند.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor
در مادر...

غمم را می بینی آرام اشک میریزی...برای ِ خنده هایم عرش را گلباران میکنی...گل بوسه های ِ مهربانیت پیشانی ام را معطر میکند..من چه میکنم ؟؟ غمت را می بینم شانه هایم را بالا می اندازم...خنده هایت برایم عادی ست... تنها بوسه ای بر گونه ات میزنم و میگویم خداحافظ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مادر...

وقتی زمین میخوردم مادرم مرا میبوسید و تمام دردهایم از یادم میرفت.....دیروز زمین خوردم ...دردم نیامد....اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
حــامــد
حــامــد
در مادر...

"مــــــــــــــــــــــــــــادرم" به اين فکر مي کنم که چه رابطه اي بين تو و اشک چشم منه که هر وقت دل رو به تو ميکنه ،اشک هم باهاش سرازير ميشه و دل به دلم ميده... !!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aynor
aynor
در مادر...

روزی که خدا زن را آفرید..نگاهی پر از مهر به او کرد و گفت: تو رسول ِ مهربانیهای ِ منی..میدانم سخت است اما تنها تو میتوانی برای مردت "همسر " برای فرزندت "مادر " و برای زمینیان "عشق " باشی...بهشت را به پایت میریزم..این کمترین کاری ست که میشود به پاس ِ مهربانیهایت انجام دهم...و حالا هرکدام از ما بهشتی در خانه داریم که هیچوقت قدرش را نمی دانیم..........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.