دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در اینجا هر کی اهنگ جدید داره بزاره...
welcome

جزئیات گروه

شناسه 665
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 34 پست
عضو 101 کاربر
طرفدار 6 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 391
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 427
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 513

کاربران گروه

(98 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

موزیک
شناسه‌: 665 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
fatemeh
fatemeh
در موزیک

عمر زندگی کوتاست مثل شعله کبریت/ عمر هر چی غیراز عشق مثل عمر کوتاهه/ همسفر شدن مثل دربدر شدن خوبه /پس قدم بزن با من بین راه وبیراهه /من که قلب کوچیکم بی توکاسه خونه/ منکه کاسه چشمم جز تواز کسی پر نیست/ دوست داشتن یا عشق دوست دارم با عشق/ عشق من به دوست داشتن قابل تصور نیست

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

شیطان نه تنها کمر به نابودی زندگی آن دنیایمان بسته است بلکه چشم دیدن زندگی راحتمان در این دنیا را هم ندارد گویا وقتی راحت مینشیند که بمیریم و روی کفنمان با انگشتانش بنویسد : خسر الدنیا و الآخره !

این ارسال را بازنشر کرده است.
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

جان باریمور " هنر پیشه امریکائی نیز یکی از چهره های معروفی بود که تا اخرین لحظه زندگی خود شوخ طبیعی را حفظ کرد . او پیش از مرگ ساعتها در حال اغماء بسر میبرد, ولی وقتی چشمان خود را باز کرد نیشخندی زد و به دوستان خود که با قیافه غمزده بالای سر او ایستاده بودند- گفت : دوستان من ناراحت نباشید . امیدوارم بزودی شما را در ان دنیا ملاقات کنم ! " ویلیام پورتر " نویسنده مشهور که میلیونها تن از مردم جهان, داستانهای کوتاه او را با نام مستعار "او هنری" خوانده اند , در پایان عمر در بستر بیماری افتاد و هنگامیکه مرگ بسراغ او امد, دستان دوست نزدیک خود را که کنارش ایستاده بود فشرد, چند لحظه هیچ صدائی بجز طنین نفسهای او شنیده نمی شد, سرانجام این نویسنده مشهور گفت : چارلی میترسم در تاریکی به خانه بروم ! ان بولین " دومین همسر هنری هشتم پادشاه انگلستان, هنگامیکه محکوم به مرگ شد , در اخرین لحظات زندگی به یکی از دوستانش که مثل ابر بهاری سرشک از دیده فرو میریخت به خونسردی گفت : شجاع باش خوشبختانه جلاد بسیار ماهر است و گردن من بسیار باریک.! در خارج از خوابگاه " کوئین الیزابت " ملکه انگلستان, دستجات مر

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

همه دوست دارند به بهشت بروند اما کسی دوست ندارد که بمیرد...!! بهشت رفتن جرات مردن می خواهد....

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

عجیبه که همه‌ی موجودای زنده بعد از مرگشون فاسد می‌شن ، ولی بعضی آدما قبل از مرگشون.

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

درست است که نقطه تمام کننده جمله است، اما باعث مرگ و فنای جمله نیست .

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

انسان چهره مرگ را ترسناک کرده و از آن گریزان است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند.

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

به نظرم می آمد که مرگ یک خوشبختی و یک نعمتی است که به آسانی به کسی نمی دهند.

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند نه توانگر می شناسد و نه گدا.

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

چقدر هولناک است وقتی که مرگ آدم را نمی خواهد و پس میزند.

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

25 دقیقه به رفتن. چوبه ی دار برپا می کنند، بیرون سلولم. 25 دقیقه وقت دارم. 25 دقیقه ی دیگر، زنده نخواهم بود. 24 دقیقه وقت دارم. آخرین غذای من کمی نان و آب است ولی از گلویم پایین نمیرود. 23 دقیقه وقت دارم. هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم. 22 دقیقه وقت دارم. به فرماندار نامه ای نوشتم، لعنت خدا به همه ی آن ها. آه...21 دقیقه مانده. میخواهم با رئیس زندان صحبت کنم، رفته است نهار بخورد. 20 دقیقه دیگر وقت دارم. کلانتر می گوید،(پسر،می خواهم مردنت را ببینم) 19 دقیقه مانده. می خندم ... خنده ی من از گریه ی گرگ بدتر است. 18 دقیقه وقت دارم. وکیلم می گوید، متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام بدهم. 17 دقیقه مانده. اشکالی ندارد، خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن. 16 دقیقه وقت داری. رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرف هایم گوش دهد. 15 دقیقه وقت دارم. می گویدیک هفته،نه،سه هفته ی دیگر خبرم کن حالا فقط 14 دقیقه وقت داری) پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد، در این 13 دقیقه ای که مانده. از آتش و سوختن می گوید، اما

☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

vaghean age mishod bargasht...؟؟

علی ...
علی ...
در موزیک

کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود ، و آخرین سیاه پوش که مرا فراموش می سپارد چه کسی خواهد بود تا قبل از مرگم جانم را فدایش کنم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
☚★ßĒĦĎĄĐ★☛
در موزیک

salam bad az modat ha entezar groooh marg eftetah shod