دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند ... حرف نمیزنند ... راه می روند ... نفس میکشند ... ولی چیزی حس نمیکنند ! فقط فکر میکنند و فکر میکنند و فکر میکنند ...!

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

جهان بي تو سقفي به وسعت اسمان جاده ي شوسه اي به ناكجاست باتو درتنگناي يك مشت هم جا ميشوم

arash rezaei
arash rezaei
در میکده

سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد. واعظ مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل! یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. واعظ روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود. اما خوشحالی مومنان و واعظ مسجد دیری نپایید صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از واعظ مسجد خسارت خواست ! واعظ و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند ! قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم : یک سو واعظ و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند ! و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

روزهـــای خوش مـــا هَـــــم از راه می رسَــــد بعـــید است این همه خواب شیــــــرینِ من بی تعـــــبیر باشَـــــد...

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

خَــــسته ام... از تـــــو نوشتن...! کــــمی از خــــود می نویسم این "مَـــــــنم" که دوســـــتت دارم...

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

@هیــــــــــوا گوش کن! این عاشقانه را می شنوی؟ دلتنگی قاصدکی که ...... سالهاست تو را می خواند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

نبــــودن هایــــی هست كه هیچ بودنــــی جبرانـــش نمــــی كند

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

@₪ Ar̵̨̄Ʒζou ₪ گوشهایم را می گیرم ... چشم هایم را می بندم ... و زبانم را گاز می گیرم ... ولــــی ... حـــریـــفِ افکارم نمی شوم ... چقـــدر دردنــــاک است ... فــهــمــیــدن !

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

نـمـیـدانـم چـرا . . . از بـیـن ایـن هـمـه آدم تـ ـو بـرایـم خـواسـتـنـی تـری . . . نـمـیـدانـم چـرا صـدایـت سـمـفـونـی بـتـهـوون را رو سـیـاه کـرده اسـت پـیـش ِ رویـم !!!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

گذشتن از کسی که روزی قرار بود سهم تو از این زندگی باشد کار ساده ای نیست ... هست؟؟؟

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

ماههاست فراموشش کرده ام . . . خاطراتش را هم . . . ولی نمی دانم دستانم چرا هنوز به نوشتن نامش ذوق میکنند !!!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ کلّ ِ دنیا را هم که داشته باشی...باز هم دلت میخواهد ، بعضی وقتها... فقط بعضی وقتها... اصلا؛ برای ِ یک لحظه هم که شده، همه ی دنیای ِ یک \"نفــر\" باشی!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

اینروز ها، چشمانم ضعیف شده.. هزار بار هم که بد باشی، باز تو را "خوب " میبیند!!!

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

شکستن دل، به شکستن استخوان دنده می‌ماند؛ از بیرون همه‌چیز روبه‌راه است، اما هر نفس، درد ا‌ست که می‌کشی .

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

به گمانم يادت پنجره احساسم را مي كوبد، زيرادردلم هواي دلتنگي بپاست.