آزاده ایــرانی
گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
چه گریزیست ز من؟ چه شتابیست به راه؟ به چه خواهی بردن در شبی اینچنین تاریک پناه؟ مرمرین پله آن عاج سفید ای دریغا که ز من بس دور است!..... لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است...............
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
باز بـــــــــاران بـــــــــی تـــرانـــــــــه با تمـــــــــام بی کســــَــــی های شبانــــــــــه باز مـــــی آید صـــــدای چک چک غـــــم باز مـــــاتـــــم بـــــاز هـــــم مــــــــــن . . . یـــــادم آیـــــد روزهـــــای محـــــنت و غـــــم . . .
آزاده ایــرانی
نیلوفر ها در مرداب می رویند تا به همه بگویند ، در سختی ها هم می توان زیبا ترین بود
آزاده ایــرانی
زندگی پراست از گره هایی , که تو آن را نبسته ای..... اما باید تمام آنها را به تنهایی باز کنی، تنهای تنها.....
آزاده ایــرانی
غصه هایت را برای خودت نگهـدار گاهی سبك نشوی!! سـنگیـن تری! ..
آزاده ایــرانی
من کاملاً صحرا تو کاملاً باران؛ دیدار ما آغاز یک حسّ خوشایندست.
آزاده ایــرانی
با سلیقه گره میزنی در روسری سفیدی زیباییات را؛ یک بقچه شکیبایی از جهان کم میشود...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش میدونم که خنده داره واسته توگریه دردام میگذری از منو میری اما باز من بر میگردم میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همه بدیهام چجوری بازم صبورم میدونم واست سئواله که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم وقتی نیستیم یک جوری با خیالت راضی میشم میدونی واسه چی از تو میبینم میخندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام میمرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام میدونم یک روز میفهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تو رو خواستم تو چجور از من گذشتی
آزاده ایــرانی
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشه تازه بماند..