دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

جدیترین جمله عاشقانه - تو بنزین من هستی ...

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در میکده

تو ایمیلت … New رو میزنی … مینویسی … هرچی که فکر میکنی باید بنویسی … ویرایش میکنی … می نویسی … Save Draft … تو گوشیت … New Message رو میزنی … می نویسی … هر چی که باید بنویسی … هر چی که باید بگی که نگفته نمونه … هر چی که فکر میکنی اگه نگی ممکنه هیچوقت دیگه نگی … باز هم قبل از این که Send کنی … Save in Drafts … همه مون Draft هایی داشتیم که اگه Send شده بودن، می تونست خیلی اتفاقها بیوفته … Draft هایی که تاریخ مصرفشون خیلی زود گذشت …

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا - من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره - از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه - من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري - من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته..

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

نميدانم ؟ از خوابي دلپذير برخاسته ام ،يا به خوابي سنگين فرو رفته ام، چشم که باز کردم ديگر نديدمت از دست داده بودمت، چه فرقي مي کرد خواب يا بيدار ؟ مست يا هشيار ؟ از دست دادمت

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

كوتاه ترين راه براي گفتن دوستت دارم فقط يك لبخنده..!!!!!

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

خوبتر از نقش تو در عالم هيچ تصوير نبود ....

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

معلم برای سفید بودن برگه نقاشی ام تنبیهم کرد و همه به من خندیدن...اما من خدایی را کشیدم که همه میگفتند دیدنی نیست..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

زندگی مثله يه ديکته می مونه که هی مي نويسيمو بعد خط ميزنيم ولی زمانی به خودمون می اييم که میگن وقت تموم شده ورقه ها بالا ...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
386744_208701475873492_100002009222130_464738_1509491272_n.jpg آزاده ایــرانی
در میکده

دعا می کنم: "برای آسمان که همیشه آبی بماند.. برای باران که ببارد.. برای آفتاب که دلگرممان کند.. برای زمین که آرام باشد.. برای آدم ها که مهربان و سلامت باشند همیشه وهمه جا با هم.. وبرای خودمان که دوستم بداری... و دوستت بدارم وخدا به ما به زندگیمان همیشه وهمواره نگاه کند...." مـــا به هــم مـــحتــاجیــــم

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي منی ...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

داني اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود. ادامه دادن

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد ...