دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

از تو هیچ نمیخواهم...گرمای نگاهت و لبخندهای مثتاقت مرا بس است...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

یه امشب با من باش تا همیشه بیادت باشم یه امشب با من باش تا عاشق چشمات باشم یه امشب با من باش تا همه دنیات باشم

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

زمانی کوه بودم حالا دیگر آدم شده ام میرسیم به هم ..

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

من و تــــــــو برای رسیدن به هم هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه ...!!!

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

به مامانم میگم میخوام برم بیمارستان ملاقات عمه. میگه تیریپه فامیل دوستی ور ندار. پرستار خوشکله امروز شیفتش نیست

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

يه فاميل داريم وقتي براي شام ميريم خونشون تا سر سفره ميشينم شروع ميكنه به حرف زدن راجع به گروني! مثلا میگه همين برنج كه شما دارين ميخورين را خريدم كيلويي 3 هزار تومان

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

اطرافِ خانه ام پر است از خاکِ سرفه‌های بی‌ کسی‌ ام! من به درک ...دلت به حالِ رفته گر ها نمی‌‌سوزد؟!!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

گفته بودم میکشم ات آخر ... امروز ... دم غروب ..... ...وقت اذان .... دلم را با اشک آب دادم ... رو به قبله خواباندمش ... یک ... دو ... سه ... تمام شد ... دیگر بهانه ات را نمی گیرد ... ...

H A M E D
ashare-nab.jpg H A M E D
در میکده

عشق يك سيب بهشتي است كه بي پرهيز است وبه اندازه چشم تو خيال انگيز است... مملو از خون دل است اين همه اما دل نيست كاسه ي صبر من است اين كه چنين لبريز است حيف از اين صرف نظر هاست خدا مي داند كه دل منصرف از عشق دلي ناچيز است.......

H A M E D
H A M E D
در میکده

آمـدی بـا تاب گیسو تا کـه بیتابم کنی زلف را یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

هر پیام آسمانی، یک کبوتر است، حبس کبوتر شایسته نیست، در پرواز ....

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ایست. هول هولکی و دم دستی. این دوستی‌ها برای رفع تکلیف خوبند. اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند. این چای خوردن‌ها دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود. فقط از سر اجبار می‌خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی‌کنی. دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو. این دوستی‌ها جان می‌دهد برای مهمان‌بازی برای تعریف کردن لطیفه‌های خنده‌دار. برای فرستادن اس ام اس‌های صد تا یک غاز. برای خاطره‌های دمِ دستی. اولش هم حس خوبی به تو می‌دهند. این چای زود دم خارجی را می‌ریزی در فنجان بزرگ. می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی. فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر. یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می‌دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای. دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی. باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کم

مونا
مونا
در میکده

این روزها.. روزهای... نمی دانم اسمش را چه گذارم.... اما روزهای پر بارانیست... هم هوای اینجا ابریست....هم هوای دلم... ............بی اختیار می بارم...بی دلیل...بی هوا... اگر به باران رسیده بودم... اگر از باران گذشته بودم.... حیف كه باران راهم را بست... سیل تمامی امیدم را با خود برد... مثل باد كه یادم را برد... مثل آفتاب كه مرا سوزاند... انگار... ابر و باد و مه و خورشید و فلك در كارند....

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

خداییش اگه این واژه (چیز) نبود باید چیکار میکردیم؟