مونا
زندگی حکمت اوست… زندگی دفتری از حادثه هاست… چند برگی را تو ورق میزنی و مابقی را قسمت…!
مونا
من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم که برای تو و تصویر دلت میمیرم…
آیینه ی خیال
لبش میبوسم و در میکشم می......به آب زندگانی برده ام پی ......نه رازش میتوانم گفت با کس ......نه کس را میتوانم دید با وی ......لبش میبوسد و خون میخورد جام ...رخش میبیند و گل میکند خوی ....بده جام می و از جم مکن یاد ....که میداند که جم کی بود و کی کی؟ .....بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب ...رگش بخراش تا بخروشم از وی ........گل از خلوت به باغ آورد مسند ....بساط زهد همچون غنچه کن طی .....چو چشمش مست را مخمور مگذار ......به یاد لعلش ای ساقی بده می ........نجوید جان از آن قالی جدایی ........که باشد خون جامش در رگ و پی ......زبانت در کش ای حافظ زمانی ......حدیث بی زبانان بشنو از نی ........
مونا
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم ، دلها تنگ نیست ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم، دل هیچ کس سنگ نیست ما سنگش مي کنيم ..
مونا
به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟ گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن!
مونا
ميدوني صفاي ما پا برهنه ها چيه؟ اين که ريگي به کفشمون نيست..
سحـــر خاتـــون
رفتن بهانه نمی خواهد بهانه های ماندن که تمام شود کا[!]ت......!!!!!!!!!!
سحـــر خاتـــون
در مثال دوستت دارمت... چون ماهی، عاشق دریا... تاب ماندن تنگ ندارد... من نیز... به هوای نفست... ...بی تاب بودم... پنداری... همه سراب بود... دوست داشتنت... کافی ست... همان تنگ ماهی...مرا...
سحـــر خاتـــون
بدترین کاری که ما با آدما میکنیم اینه که
یه دنیا پر از خاطره براشون میسازیم
و بعد
تنها توی این دنیا رها شون میکنیم
سحـــر خاتـــون
وقتی تو رو از دست دادم، اشکی نریختم! چون تموم اشکهام رو برای بدست آوردنت ریخته بودم ...
mehdi
اسمم را پدرم انتخاب کرد فامیلیم را جدم دیگر بس است راهم را خودم انتخاب می کنم (شریعتی)
بای
15 سال و 4 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 51 دقيقه قبلادامه روزت شاد........
15 سال و 4 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلدر پناه حق .....
15 سال و 4 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبل