مونا
خداوندا خداوندا تو هم یکبار عاشق شو و بر گیر از لب میگون یاری بوس اشک الود تو هم در انتظار دلبری با ترس و لرز و بیم سر ان کوچه یک ساعت بمان غمناک و اشک الود که از درد من و راز درون من خبر گردی تو هم چون من به رسوایی میان عامیان گردی وفاداری کن و جور و جفای...ش را تحمل کن چنان خو کن به او تا هستی تو جمله او گردد و بعد در اغوش رقیبی مست و بی پروا تماشا کن که تا بهتر ببینی حالت ما را خداوندا تو هرگز نامه معشوقه ای خواندی؟ که بنویسد تویی دینم تویی جسمم تویی جانم ولی فردا همان فردا که اغاز جدایی هاست بگوید کن فراموشم،نمیخواهم،پشیمانم و تو مانند یک پروانه
مونا
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ
مونا
هیچ انتظاری از کسی ندارم ! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست ! مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است...
ستایش
خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت ...بنویس و برو... !!!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
دیوانه تر از این نمیشم وقتی با منی .. اگه میخوای دیونگیمو ببینی ازم کمی فاصله بگیر ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
2 روزی است که سرمان می ترکد به دوری تو .... درد میکند ... گریه میکند سرمان ...
مونا
تنهایی یعنی ..منتظر هیچ کس نباشی یعنی قراری .. جایی .. دلهره ای .. لحظه ای ..نداشته باشی تنهایی همان دلتنگی نیست در دلتنگی ها کسی حضور دارد ...
مونا
عجب موجود سخت جانی ست دل ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد !
مونا
اشکهای من از غصه نیست فقط… چشمهای من خجالتیست چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند !
مونا
آدمی که رفتنش را داد می زند نمی خواهد برود....داد می زند که نگذارند برود ...
مونا
تنهایی هایم را به گردن هیچ کس نمی اندازم! ... گردن هیچ کس تاب این همه سنگینی را ندارد..