مونا
کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
امروز دوباره خاطره هام پا پیچم می شوند ....
مونا
تو را در فنجان قهوه تو را لابه لای خطوط دستم جستجو میکنم
الهام
شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .
الهام
عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!
مونا
آشق رو از این به بعد اینگونه بنویسید .. چون همیشه سرش كلاه می رود!!!
مونا
وقتی زمین میخوردم ... مادرم مرا می بوسید... .........تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!! اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد..
مونا
گاهی ؛می خواهم انسان نباشم گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذارم اما ... دلــــــــــی را دفن نکنم ! گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بدرم ! اما بدانم کــــــــارم از روی ذات است، نه از روی هوس ... خفاشی باشم ،که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ! اما خوابی را پرپر نکنم کلاغی باشم ،که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم ! و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم ... !!!
مونا
آهسته گفت : " خدا نگهدارت " در را بست و رفت ... آدمها مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند ..
فرشاد
زاهدا من كه به مي خانه نشستم به تو چه! ساغرِ باده بُود بر كف دستم به تو چه! تو كه مشغول دعا و مناجاتي چه به من! من كه شب تا به سحر يك سَر ِ مستم به تو چه! تو اگر ساغر ِ زندان بشكستي چه به من! من اگر توبه ي صد ساله شكستم به تو چه! تو به محراب نشستي احدي گفت چرا؟ من به مي خانه اگر باده پرستم به تو چه! آتش دوزخ اگر روي به ما و تو كند،تو كه خشكي چه به من!من كه تَر هستم به تو چه! ....... جان من هر چه تو گويي،همه هستم!به تو چه!
آزاده ایــرانی
من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه كرد
آزاده ایــرانی
دلتنگی ، عین آتش زیر خاکستر است ...
گاهی فکر می کنی تمام شده اما ، یک دفعه همه ات را آتش می زند ...
آزاده ایــرانی
عشق عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند.