الهام
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟ کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود ! « دکتر علی شریعتی »
...غزلواره ...
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند.. کافر عشق بود گر نشود باده پرست... برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر ...که ندادند جز این تحفه به ما روز الست ...آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم... اگر از خمر بهشت است وگر باده مست ...خنده جام می و زلف گره گیر نگار... ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست ...
الهام
زن عشق می کارد و کینه درو می کند.... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر.... می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ..... برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ........ در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ............ او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی .......... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ......... او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ......... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ........ او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ......... و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد..... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ....... « دکتر علی شریعتی »
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
نوش که گفتست کسی با دلم ....
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
آه که امروز دلم را چه شد ....
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در طلبت رفت به هر جا دلم ...
مونا
این بار مینویسمت… ” تو ” را میان اصطعکاک مداد و کاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تو را ” تجربه ” کرد…!!!
مونا
یادته زیر گنبد کبود ، تو بودی و کلی آدمای حسود ؟ تقصیر همون حسوداست که حالا ، هستی ما شده یکی بود یکی نبود . . .
مونا
دلگیرم از تمام الفبای بی کسی ، به خصوص این پنج حرف ف ا ص ل ه . . .
مونا
به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تاریک و تنهای خدا مانند دلم تنگ است و من تنها و تاریکم سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق.
مونا
و به اضطراب دستهای پراز تنهایی ام، من برای التیام دردهایم از فنجان گرم چشمانت سر میکشم چای تلخ انتظار را…!!