˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
فرشم را پهن می کنم هر کجا آب باشد ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
هنوز خیره مانده ام به آسمان و آمدنت را بفکر نشسته ام هنوز ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
این دردی که همدممه ،منو صبوری میکنه ...
سحـــر خاتـــون
فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود...
از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه می کنیم...
سحـــر خاتـــون
خیلی وقته ... خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پر پر نشده دل آسمون سبک تر نشده ...... مه سرده رو تن پنجره ها مثل بغض توی سینه ی منه ابر چشمام پر اشک ای خدای وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو ، بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو ، بدجوری دلتنگ شده
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
یقین به پای شقایق رسیده جوی عطش ...
mob
چشمت به کرشمه خون من ریخت؛ وز قتل خطا ، چه غم خورد مست...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
می دونی که بی تو سخته زندگی اما نگات ....
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
گفتم به لبم دوز لبانت بخروشان همه شرمی که نهفته ست به جانت ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
تن عریان شهر سوخته چونان زن بدکاره ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
زندگی میگن برای زنده هاست ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
حتي تو حبس و قفس تو به من شور بده ...
سحـــر خاتـــون
چشمانش پر از اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از چشمانش زدودم و بر لبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که به سوی او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری د...ستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم : به خدا دوست دارم اما…