دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

چه ساده با گریستن خویش زنده می شویم و چه ساده در میان گریستن می میریم و در فاصله ی این دو به سادگی چه معمایی می سازیم به نام زندگی

mob
mob
در میکده

بر پنج روز نیکویی چندین مناز و بد مکن. تا چشم را بر هم‌زنی بینی که پایان در رسد ...

mob
mob
در میکده

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

خدایا... خوشبختی رو دیروز به حراج گذاشتند حیف که من زاده ی امروزم خدایا، جهنمت فرداست پس چرا امروز میسوزم!؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

بعضی ها ، هر روز ، رنگ عوض می کنن تو عشق به عشق ... حالا بگو ببینم ! عشق ما چه رنگیه؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mob
mob
در میکده

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد . غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد ...

mob
mob
در میکده

شبهای دراز بیشتر بیدارم؛ نزدیک سحر روی به بالین آرم ؛ می‌پندارم که دیده بی دیدن دوست ، در خواب رود، خیال می‌پندارم ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چنان عاشقانه نگاهم می کنی که شک می کنم، به چشمهایت ... راستش را بگو ... !!! قلبت که میدانم مصنوعیست چشمهایت چطور ؟؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

شعرهایم بوی نم می دهد ... مدتیست در کوچه پس کوچه های دلم زیر باران قدم میزنم ... بدون چتر ... و بدون تو ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

نگاهم را بشناس ... اگر چه اشک مسیر چشمهایم را بسته است ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

باز هم حضور اندوهی بی صدا ... و باز هم بوسه تلخ سکوت ... و باز هم ... فقط "من"... تنها ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

گاهی آرزو می کنم... کاش هرگزنمی دیدمت تاامروز غم ندیدنت رابخورم!!! کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا امروزچشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند! کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز باخود نگویم " آخه اون که میدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

گاهی آرزو می کنم... کاش هرگزنمی دیدمت تاامروز غم ندیدنت رابخورم!!! کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد تا امروزچشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند! کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز باخود نگویم " آخه اون که میدونست چقدر دوستش دارم!!!!"

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

فرقي نميكنه كه اول من اومدم يا تو، مهم اينه كه كي تا آخرش مي مونه...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

باید رفت باید گذشت باید بی تفاوت عبور کرد از کنار همه ی آنهایی که می گذرند سرد و سخت آنهایی که چشمانشان تهی است... و دستانشان خالی وقلبشان عاری از هر احساسی آنهایی كه نگاه شیشه ای شان نوری را بازنمی تابد لبخند ماسیده شان جز یک انبساط نیست... ودستانشان جز برای خواهش گشوده نمی شود باید دل را به جاده ها سپرد و به فرداها... بایدگذشت! باید رفت....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.