دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

هنوزم چشمای تو مثل شبای پر ستاره ست هنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوباره ست هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه هنوزم باتو نشستن به همه دنیا می ارزه ولی افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره ولی افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گیره تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فروریخت شبنمی غمزده از گوشه چشمان من آویخت دوری بین من و تو دوری ماه و تماشاست دوری بین من و تو دوری ماهی و دریاست اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره دیگه دیره اما افسوس با نخواستن دلم آروم نمی گیره

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

« اگه نتونم » مال وقتیه که راه دیگه ای هم باشه وقتی هیچ راهی نیست فقط باید بگی: می تونم . . .

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

این چه امدنی است که بعد از تولد باید انتظا ر مرگ را کشید؟؟؟؟ نفرین بر این زندگی...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

مينويسم،مينويسم از تو تا تن كاغذ من جا دارد... با تو از حادثه ها خواهم گفت گريه اين گريه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت فتح معراج ازل كافي نيست با تو از اوج غزل خواهم گفت مينويسم،همه ي هق هق تنهايي را تا تو از هيچ، به آرامش دريا برسي تا تو از همهمه همراه سكوتم باشي به حريم خلوت عشق، تو تنها برسي مينويسم،مينويسم از تو تا تن كاغذ من جا دارد... مينويسم همه ي با تو نبودن هارا تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببري تا تو تكيه گاه امن خستگي ها باشي تا مرا باز به ديدار خودِ من ببري مينويسم،مينويسم از تو تا تن كاغذ من جا دارد

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

حوصله ای نیست برا ی شکایت از باران ممتد نگاه ... که دلهره هایم همه یاغی شده اند ... و دست صبر هم حرمت افسونگریش را از دست داده است ... نمیدانم عاقبت به کجا می رسم ... نه نشانی از فریادست نه سکوتی ... که اینجا غروب، پادشاهی می کند ... شاید ماه هم در سیاهی چشمانم ذوب شده که دیگر نمیبینمش ... نمیدانم ... کاش در قلبم رازی داشتم تا مشغولش شوم ... و حضوری ، سراسر ماندنی ... کاش سایه های مبهم فردا خواب را از چشمانم نمیدزدید ... خدایا ... دستهایم را محکم بگیر!... من باورت دارم ... بیشتر از آنچه فکرش را بکنی...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که شاید بیایی می خواهم امروز را زندگی کنم...... خواستی باش نخواستی نباش

مونا
مونا
در میکده

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره !

مونا
مونا
در میکده

اگر طاووس برای ناز کردن و روباه برای فریب دادن وتمساح برای اشک ریختن وکلاغ برای قارقار کردن داشته باشی دیگر نیازی به زن گرفتن نداری !

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

زیر سیگاریِ هوست ، پر از ته سیگارهایِ بعد از هم آغوشی بود ! ، و من بی آنکه بدانم هر روز ، در سطل زباله خالی اش می کردم . تو مرا دود می کردی و من ، افسوس که نمی دانستم ...!

مونا
مونا
در میکده

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در میکده

شانس نام مستعار خداست آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد‎ . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
مونا
مونا
در میکده

مردها سه تا آرزو دارن : اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن ! اونقدر که بچه شون می گن قوی باشن ! و مهمتر از همه اینکه : اونقدر که زنشون بهش شک داره دوست دختر داشته باشن !

مونا
مونا
در میکده

کلابرداره داشته دعا می کرده: "خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم رو خوردم... ولی خدایا! از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میام بیرون تو کمکم کن!"

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

خیلی ساده است به سادگی یک دلتنگی کودکانه.... خیلی سخت است به سختی پرواز روح از تن..... خیلی دردناک است به دردناکی روزهای انتظار.... خیلی شیرین است به شیرینی خاطرات گذشته.... خیلی مبهم است به مبهمی رفتنت .... قصه زندگیم را میگویم... دلتنگی دلتنگی دلتنگی... ریتم یکنواخت زندگی من!!!! انتظار انتظار انتظار.....تمام هستی من!!!! نبودت تو..... واقعیت تلخ زندگی من!!!! تحمل کردن....سکوت.... چه کنم با این دل.............

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم وقتی لبریز شده بودم از نبودنهای بی دلیل این روزها تمام هستیت را درون سه نقطه های همیشگی ات جای دادی و به سویم نشانه رفتی بی آنکه بدانی... من این روزها ... هیچ نمی فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بی صداییت بی آنکه بدانی من بودنم را در همان نگاه اول و همان سلام اول متوقف کرده ام آخر تمام بودنت میان یک سلام و خداحافظ جای گرفته است پس من به همان سلام بسنده می کنم تا هیچ گاه پایانی در کار نباشد براستی ... ما چه ساده به هم پیوند زدیم ثانیه هامان را ... به سادگی من ناباورانه به باور بودنت رسیده ام ... تو باور لحظه های من