دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor
در میکده

می دانم مرا نمی شنوی و من این را از سیبی که از دستت افتاد؛ فهمیدم

aynor
aynor
در میکده

چرا نمی شناسی ام؟ چرا نمی شناسمت؟

aynor
aynor
در میکده

شايد یه روز نامهربونیاتو باور.کنی..........

aynor
aynor
در میکده

نه دگر نگاهم را برايش هديه ميكنم ، نه دگر دم از فاصله ها ميزنم

aynor
aynor
در میکده

براي آن عاشق بي دل مي نويسم كه حرمت اشكهايم را ندانست

aynor
aynor
در میکده

تا حالا فکرشو کردي چه خوب ميشه که برگردي؟

aynor
aynor
در میکده

یادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي

aynor
aynor
در میکده

مي رسد روزي كه شبها در كنار عكس من نامه هاي كهنه ام را مو به مو از بر كني...............

aynor
aynor
در میکده

مي رسه روزي كه بي من لحظه ها را سر كني..........

aynor
aynor
در میکده

وقتی رسیدی و به کلبه ی دلم پا گذاشتی در باورم نمی گنجیدروزی تو را درخلوتم بپذیرم...

aynor
aynor
در میکده

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام ، من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرانده ام ؟

میکده
میکده

نمايشگاه عکس هاي سيامک جعفري

میکده
میکده

در جدايي نادر از سيمين، همه دروغ مي‏گويند، نادر دروغ مي‏گويد تا از پدر (سرزمين باستاني) نگهداري کند در واقع او مصلحت‏انديشي و حتي به نوعي فداکاري مي‏کند، دختر هم به همين دليل با پدر شريک مي‏شود، حال آن‏که دروغگويي زن چادري متشرع از ترس شوهر کينه‏جو، فقير، بيکار و زندان رفته‏اش و پنهان‏ کردن کار خودش از همين شوهر است.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

تو که نیستی همه چی " دلگیره " ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

بيشتر از آدم‌ها درختان را ترجیح می‌دهم که نگاهش می‌‌کنم و دست ندارد اما برگ‌هایش را برایم تکان می‌دهد---