aynor
بی تو من یک غروب می گردم ...بدتر از سنگ و چوب می گردم ....دانم این را که من بدم اما..... با دعای تو خوب می گردم...
aynor
داستان زندگی ... روز را خورشید میسازد ، روزگارش را ما ...
aynor
دلت را از “شیشه” بساز ولی به سنگها بگو دلم از “فولاد” است . . .
aynor
این روزها همه چیز قدیم و جدید میشود ساعت قدیم،ساعت جدید پول قدیم،پول جدید . . . . یارقدیم، یار جدید ...
aynor
حالا هی تو تلخ باش و تلخی کن ! فکر میکنی برای فرهاد فرقی میکنه ؟!! ..
aynor
آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت ... به همه عالمش از من نتوانند خرید! ... سعدی
aynor
خدایم را دوست دارم ، و با وفا تر از او سراغ ندارم ! شاید ؛ به رسم همین وفاداریست ، که عزیزانم را به او می سپارم ... !!!
aynor
باید میدانستم سرانجام تو را از اینجا خواهد برد این جاده که زیر پای تو نشسته بود.
aynor
پسرم مدتها گذشته است، و تو بزرگ شده ای و من پیر و فرتوت اما هنوز: قد آغوش منی نه زیادی، نه کمی…
aynor
حداقل یکبار توی عمرتون به خودتون فکر کنین، وگرنه ممکنه بزرگترین کمدی زندگیتون رو ازدست بدید.
aynor
توی دنیا تو رو دارم....برای من همین بسه
aynor
خسرو شکیبایی : مردم منو میدیدن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مامانم میگفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم میگفت گور بابای مخ ، تو دلت قد صدتا مخ می ارزه , به خدا گفت , به همین زمین قسم گفت . اندیشه فولادوند : مادرت نپرسید عاشق کی شدی ؟ نپرسید اسمش چیه ؟ خسرو شکیبایی : مادرا که از آدم چیزی نمیپرسن . همه چیو خودشون میدونن ...
aynor
قصه گذشته های خوب من...خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن...حالا باید سر رو زانوم بذارم ....تا قیامت اشک حسرت ببارم ...دل هیچکی مث من غم نداره.... مث من غربت وماتم نداره..... حالا که گریه دوای دردمه..... چرا چشمم اشکشو کم میاره؟.......
aynor
اونکه رفته...دیگه هیچوقت نمیاد.....تاقیامت دل من....گریه میخواد................