دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

تو هستی و ستاره هست شراب هست و ماه هم\\ میان این بهشت پس ، چرا عذاب می شوم

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در میکده

همیشه پلکهای من فرار می کند زخواب \مگر به خوابم آمدی که مست خواب می شوم \منم که جنس آهنم سلام ! کیمیای من \تو را که اسم می برم طلای ناب می شوم

aynor
aynor
در میکده

اگه هستی ....تا ته مستی.....هم پیالتم............

aynor
aynor
در میکده

درهای قلبم را بر روی همه بسته ام هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام وقتی که فکر میکنم که با توام نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام

aynor
aynor
در میکده

مینویسم شعری در وصف تو ، عاشقانه هایم را مینویسم به عشق تو ، این هم حرف آخرم به تو: دوستت دارم بیشتر از دوست داشتنهای تو…

aynor
aynor
در میکده

برو که ارزش من بالاتر از تو است ، تمام غصه های دلم از عذاب لحظه های با تو بودن است.

....
....
در میکده

احوال دوستان مست چه طوریاس؟؟

aynor
aynor
در میکده

كدام واژه می تواند مرا به وصف تو برساند . كدام جمله توان از تو گفتن را در خود می بیند.برای از تو گفتن شاید سكوت بهترین گفتار باشد.

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

تو کدوم کوهی که خورشید ... از تو دست تو می تابه ...

aynor
aynor
در میکده

مادري دارم آرام بي پروا از سكوت آب ها شوقش از برگ درختان افزون نگاهش لطيف تر از انوار بهار كلامش آفتاب ،صدايش باران مادري دارم كه خواندن نمي دانست ولي درس زندگي آموخت آموخت كه چگونه گل را شاد كنم عشق را بفهمم دشت دل را خوشه خوشه پر كنم از گل شقايق آموخت كه چگونه دوست بدارم زندگي را

aynor
aynor
در میکده

برای تو می نویسم .... برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست... برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست... برای تویی كه احساسم از آن وجود نازنین توست... برای تویی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد.

aynor
aynor
در میکده

من آمدم از آسمان با ابرها نرم و رها مانند باران ریختم در خواب گندم زارها من سر زدم از عمق خاک مثل گیاهی ناشناس تا عاقبت پرپر شدم با دستهای سرد داس من باد بودم مدتی در دشتهای سوت و کور می آمدم آواز خوان می کردم از شنها عبور در سالیان پیش از این من سنگ صحرا بوده ام در باد و باران،برف و یخ همواره تنها بوده ام از من اگرچه مدتی است دیگر نمی گیری خبر می آیم اما هر نفس در شکلهایی تازه تر...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

باید بمونم اینجا ... شاید یه روز بیای ببینی... صدای قشنگت همه جا شنیده میشه ....

aynor
aynor
در میکده

خواندم ترانه اي زيبا برايت مادر ميون ترانه هام نوشتم نامت را نوشتم نامت را با بغض با گريه هاي دور نوشتمت ،نوشتمت ترانه خوان شعر هايم نوشتمت با كلماتم نام زيبايت را و بر هر شاخه ي گل ياس بازمي نويسم دوستت دارم مادر

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

نیزه نم باد شرجی ...وسط دشت تابستون.... تازیانه های رگبار .... توی چله‌ی زمستون....