دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا
در میکده

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﮔﻔت دوستم دارد، ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﮔﺮﻓﺖ… ﺣﺎﻻ‌ ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﺩ، ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ....

رهـــــــــــ ـا
رهـــــــــــ ـا
در میکده

ﻣــﻦ ﺯﺍﻧــﻮﻫـــﺎﯾـــﻢ ﺭﺍ ﺑــــﻪ ﺁﻏـــﻮﺵ ﮐــﺸﯿﺪﻩ ﺑـﻮﺩﻡ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺗــــﻮ ﺑــﺮﺍﯼ ﺁﻏــﻮﺵ ﺩﯾـﮕﺮﯼ ﺯﺍﻧـــﻮ ﺯﺩﻩ ﺑــﻮﺩﯼ ...

وحید
وحید
در میکده

شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه اوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور. اما به خاطر داشته باش که باز هم نمی تونی به عقب برگردی!! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم. به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم. استاد گفت: ازدواج یعنی همین!

وحید
وحید
در میکده

انسان مدیر کسی است که پیش از دیگران از خود سئوال کند.بیل گیتس

وحید
وحید
در میکده

برگ های پاییـــزی سرشار از شعور درخت اند و... خاطرات سه فصل را به دوش میکشند آرام قدم بـــگذار... بر چهره ی تکیده ی آنها این برگها حرمت دارند... درد پاییز درد دانستـــ ـن استــــ

وحید
وحید
در میکده

سخن روز : مشکلات خود را بر ماسه ها بنوسید و امتیازاتتان را بر مرمر.سقراط

وحید
وحید
در میکده

بوسیدن یه حقه ی عاشقانه س واسه متوقف کردن مکالماتی که زیادی احمقانه شدن...

وحید
وحید
در میکده

همه آنهایی که مرا میشناسند... میدانند چه آدم حسودی هستم! و همه آنهایی که تو را میشناسند... لعنت به همه آنهایی که تورا میشناسند...

وحید
وحید
در میکده

یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم … آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی … و من در جیب هـــایــــم دست های خالـــی ام را فریب دهـــم که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …

وحید
وحید
در میکده

همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی وقتـــی بغــــض میکـــُنی وقتـــی دآغونــــی وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ انقــــدر حـ ـرف دآری کـــ ه فقــط میتونــی بگـی : "بیخـــیآل"...

وحید
وحید
در میکده

یکی ازم پرسید تونستی توی این مدت فراموشش کنی ؟ جواب دادم : آره ...!!! توی این یک سال و شیش ماه و نوزده روز و هفت ساعتی که رفته یه دفعه هم بهش فکر نکردم ...

A.R.2
A.R.2
در میکده

کـُجــــــــــــا دنبال مـعـرفــت میگردید؟؟؟!!! . . جوانانِ سرزمین من, تنها راه فراموشی عشقشان را خوابیدن با دیگری میدانند...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند... مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ... مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ... مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ... مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد نسیمی بود که وزید و رفت ... مدت هاست دل تنگ بارانم ... مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ... مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم ... نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

حالا که رفته ای ... ببین ... دیگر آن کودکی نیستم که دهانش بوی شیر میداد ... حالا بزرگ شده ام ... دهانم بوی سیگار میدهد ... برگرد ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست .. . تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد