وحید
خدا مشتی خاک برگرفت. میخواست لیلی را بسازد از خودش دراو دمید و لیلی پیش از آنکه باخبر شود عاشق شد سالیانی است که لیلی عشق میورزد لیلی باید عاشق باشد زیرا خداوند دراو دمیده است. و هرکه خدا در او بدمد عاشق میشود لیلی نام تمام دختران زمین است. نام دیگر انسان خدا گفت به دنیاتان می آورم تا عاشق باشید آزمونتان تنها همین است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من از اعدام نمیترسم! نه از “چوبش” نه از “دارش” من از پایان بی دیدار میترسـم . . .
BlaCk Ho4K
چرا متوجه نمیشید ؟ آدما نیاز دارن بغل بشن .درست مثل اینکه آدما نیاز دارن مسواک بزنن که دندوناشون خراب نشه، آدمی که بغل نشه ، خراب میشه ... : )
BlaCk Ho4K
بعضیها سـادگیشونم از زرنــگیشونه ...
وحید
اگه یه روز همه فراموشت کردن ..من با توام !
اگه همه بهت بد کردن ، من با توام...
ولی اگه همه دوستت داشتن...
شرمنده !
من با اونام ....
BlaCk Ho4K
بالا بياريد ، بکشيد، بميريد ، اما کم نياريد.
وحید
زن و مرد قبل و بعد از مجردی ( حال کردی نظر بزار )
وحید
یشب چه شبی بود برام
چه دنیای عجیبی داریم ما آدما
کوچک که هستیم آرزومون بزرگ شدنه
ولی نمیدونیم که در بزرگی آرزمون بچه بودنه
دیشب دلم خیلی بچگی میخواست
کاش هرگز بزرگ نشده بودم
کاش کاش کاش...!
دیشب غریب ترین آدم روی زمین بودم
بغض واشک وآه شده همدم لحظه های سردم
دلم گرفته خدا
سهم من یک دل شاد هم نبود ازدنیات خداجون
خداجون تقصیر تو هم نیست
تقصیر خود ما آدماست که آخر همه چی تازه می فهمیم یکی اون بالا هست
که همه وقت به درد دلامون گوش بده
خداجون به واسطه گرفتن چیزی ازمون چه بلاهایی رو ازمون دور کردی
ولی با گرفتن....!(عشقم)
چه بلایی رو ازم دور کردی???
جز یک دل خسته و بیمار
که سهم من شده دیگه چه چیزی عایدم شده که بهش پی نمیبرم خداجون
خدا جون تقصر ما آدماست ولی تو بزرگواری کن....
رفیق تنهایی یام باش...
وحید
می خواهی دستانت را به دستانم بسپاری؟
نمی خواهی میزبان دلتنگی هایم باشی؟
نمی خواهی حلقه یاس های سپید را به گردنم بیاویزی؟
نمی خواهی شبنم های اشتیاق به چشمانم هدیه دهی؟
نمی خواهی گونه هایم را با شفافیت شرم بیامیزی؟
نمی خواهی دوباره به معصومیت نگاهم سوگند بخوری؟
نمی خواهی زمزمه کنی به عظمت اشکی
که در دیده ات می درخشد
به عظمت سکوتی که در زندگی ات جاریست
و به عظمت تمام دل شکستگی های بی صدایت
همیشه کنارم خواهی ماند
نمی خواهی در حضور ستاره ها نجوا کنیم؟
نمی خواهی از شکوفه های سپید به موهایم بیاویزی؟
نمی خواهی باغ ارزوهایم را اردیبهشتی کنی؟
نمی خواهی ......
وحید
اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره، اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن، اینایی که عشقشون لباس مشکیه، اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن، اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن، اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن، اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید، این لامصبا دزدن ، دزززززززززززززد!!!!!!