˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه ... (دیدگاه)
وحید (آقای خاص)
آهاي با توام... لعنتي... آره با خودخودت... ... ... تويي که اين روزها من برات شدم شما!!! خواستم بگم: هنوزم همه پيک هامو ميزنم فقط بسلامتيه : تو!!!
sefidpoosh
زنان موجودات عجیبی هستند! مقاوم جلوه میکنند درحالیکه ... کوجکترین مشکلات را دوام نمی آورند ساده و زودباور جلوه می کنند در حالیکه هیچ دروغی را باور نمیکنند فراموش کار جلوه می کنند در حالیکه هیچ اهانتی را فراموش نمیکنند تا زمانی که مردی را عاشقانه دوست بدارند آن زمان اشتباهاتش را می بینند اما فراموش می کنند دروغ هایش را می فهمند اما باور می کنند مشکلاتش را می بینند اما دوام می آورند زیرا که صادقانه عشق می ورزند
وحید (آقای خاص)
حرف دل من به همه دنبالری ها -------------------»»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین انگار که بار اوله اونهارو میبینین و به آنهائی كه نمیشناسین سلام میکنین غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
ای دل بلا . ای دل بلا . ای دل بلایی ... ای دل سزاواری که دائم مبتلایی
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
موهای سپیدی که در پس هم زاد و ولد میکنند روی سرم .... زمان از من عبور خواهد کرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به تکاپو می افتی ... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی. دیر شده خیلی دیر
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
بیا دست قشنگ مهربانت را عصایی کن که برخیزم و شور انگیز و شوق آلود بدامان شقایقها بیاویزم بدزدم تیشه فرهاد عاشق را و بی پروا چنان رعدی بنای سنگی غم را فرو ریزم بسازم کلبه عشقی میان باغ فرداها و حافظ وار بر بام فلک طرحی دگر از عشق اندازم و نقش دیگری ریزم بیا واکن لبانم را به تکرار سرود عشق که من آن مرغ غمگین شباویزم.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
کار برچسب ها چسبیدنه. به من. به تو . به یه نفر تو یه جایی .... میچسبه. خوبم میچسبه. همیشه برچسبای بزرگ خوب وصله میشن به آدما.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آدم ها لالت می کنند... بعد هی می پرسند... چرا حرف نمی زنی؟؟! این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست.. .
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
یکی را دوست میدارم ... (دیدگاه)
راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
14 سال و 30 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبلمن تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه
هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
نشنيده ام من از تو، يک حرف از صداقت
افسانه هاي دل را، بردم به سوي ظلمت
زهر است در دل جام، ريزي چو باده در كام
گويند نوش و در دل، صدها هزار دشنام
راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه
من تشنه لب تکيدم، آب اين طرف گِل آبه
از دورها چه زيباست، امواج آبي عشق
اما دريغ و افسوس، چون مي رسي سرابه
هر يار اهل نيرنگ، هر دوست اهل حيله
با پشت خورده خنجر، موندم تو اين قبيله
جاده دروغ نمي گه، فريادي از رهايي است
براي پاي خسته، پيغام آشنايي است
کنار خط جاده، هر سايه بون يه طاقه
يه سرپناهِ اَمنه، تصويري از اطاقه