دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
maryam
maryam
در میکده

نمیدونم چه مرگیم شده که ..بازم این بغض لعنتی اجازه نوشتن رو هم از من میگیره

maryam
maryam
در میکده

تنهايي يعني عبور ميكنم هرروز... ازكنارنيمكت هاي خالي پارك.. طوري كه.. انگاركسي در نيمكتهاي اخرين.. انتظارم را ميكشد... وبه انجا كه ميرسم ...بايد وانمود كنم كه باز هم دير رسيده ام....

maryam
maryam
در میکده

گمنام مانده ام رو زمین... در واپسین های عمرم... میگویم اخرین شعر های زندگیم... تاریک شده تمام تاریخ زندگی من... لیک این خسوف دردناک... تیره کرده است دل بی نوایم را ...دلم پوسید از بس ماند در حسرت فردا.. لیک این شعر اخرم نخواهد بود... اخرین شعر من شعر مرگ زندگیم خواهد بود....

maryam
maryam
در میکده

نمیدونم از چی بنویسم از قفس جسمم بنویسم... از دل همیشه شکستم... از تنهای که تمام دنیامو گرفته.... از اغوش گرم و تکیه گاهی که هیچوقت نداشتم بنویسم.... از موقعیت های که همیشه ناخواسته و به گناه نکرده ازم گرفته شده بنویسم .....از حمایت های گرم خانواده ااام.... از اجتماع نا امنی که حق هیچ چیز توش ندارم... از خاطره های تلخی که تا اخر عمر جلوی چشمم توی خواب و بیداری منه بنویسم ...کابوس بیداری و خوابم از تمام دیده ها که نباید میدیدم.... از تمام داشته های که ندارم بنویسم.... من یک انسان خسته ام... تنهایی داره دیونم میکه ....شبها تا صبح فکرو خیال میکنم بغض میکنم گریه میکنم... و قتی نگاه میکنم و میبینم که صبح شده و بازهم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
maryam
maryam
در میکده

برای هر آدمــــــی از یــــــک روز از یــــــک‌ جا ...از یک نــــــفر به بعد....دیــــــگر هیچ چیز مثــــــل قبل نــــــیست ......نه روزها نه رنــــــگ‌ها نــــــه خــــــیابان‌ها همه چیز مــــــی شود دلتنــــــگی...

maryam
maryam
در میکده

ذهـنم .... فـلــج می شـــود وقـتی می خـــوانـمـت... و تــو نـمی گـویی " جانـم "

maryam
maryam
در میکده

از طرف اونی که تنهاست ....، تنها اومده،.. تنها میره ...، تنهاش می زارن ..، تنها نمی زاره... تنها یک آرزو داره ... اونم اینکه تو تنهاش نذاری

maryam
maryam
در میکده

کاش خدا منو ببینه ... ببینه که چه گیج و خسته م ... دستمو محکم بگیره ، بگه که نترس من هستم !

maryam
maryam
در میکده

من زنم وقتی خسته ام...وقتی کلافه ام...وقتی دلتنگــــم... بشقاب ها را نمیشکنم ...شیشه ها را نمیشکنم ...غرورت را نمیشکنم ...دلت را نمیشکنم ...در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد... این بغض لعنتی ست!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
13448165233.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

گـــــاهی ارزش واقعی یک لحظه را تــــا زمــــانــی که به یک "خـاطره" تبدیل شود نمی‌فهمیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
maryam
maryam
در میکده

اینجا همه خوبند خیالت راحت! ....من مانده ام و چهار تا هم صحبت!.... این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم... من،...عشق،...خدا،...عقربه های ساعت

maryam
maryam
در میکده

من چرک نویس احساسات تو نیستم ! “دوستت دارم” هایت را جای دیگری تمرین کن...

maryam
maryam
در میکده

تو زندگی به هیچ کس اعتماد نکن . . . . . . آیینه با همه یه رنگیش ....دست چپ و راستو به تو اشتباه نشون می ده!

maryam
maryam
در میکده

نمیدونی چه دردی داره ...... چی می کشــه .......... اونیکه!!! احساس غریبی میکنه ...توی ازدحــــام یه جمعیت آشنــــا...

maryam
maryam
در میکده

تو رفته ای ......... و من میان ریخت و پاش نبودنت... دنبال خودم می گردم