maryam
نمیدونم چه مرگیم شده که ..بازم این بغض لعنتی اجازه نوشتن رو هم از من میگیره
maryam
تنهايي يعني عبور ميكنم هرروز... ازكنارنيمكت هاي خالي پارك.. طوري كه.. انگاركسي در نيمكتهاي اخرين.. انتظارم را ميكشد... وبه انجا كه ميرسم ...بايد وانمود كنم كه باز هم دير رسيده ام....
maryam
گمنام مانده ام رو زمین... در واپسین های عمرم... میگویم اخرین شعر های زندگیم... تاریک شده تمام تاریخ زندگی من... لیک این خسوف دردناک... تیره کرده است دل بی نوایم را ...دلم پوسید از بس ماند در حسرت فردا.. لیک این شعر اخرم نخواهد بود... اخرین شعر من شعر مرگ زندگیم خواهد بود....
maryam
برای هر آدمــــــی از یــــــک روز از یــــــک جا ...از یک نــــــفر به بعد....دیــــــگر هیچ چیز مثــــــل قبل نــــــیست ......نه روزها نه رنــــــگها نــــــه خــــــیابانها همه چیز مــــــی شود دلتنــــــگی...
maryam
ذهـنم .... فـلــج می شـــود وقـتی می خـــوانـمـت... و تــو نـمی گـویی " جانـم "
maryam
از طرف اونی که تنهاست ....، تنها اومده،.. تنها میره ...، تنهاش می زارن ..، تنها نمی زاره... تنها یک آرزو داره ... اونم اینکه تو تنهاش نذاری
maryam
کاش خدا منو ببینه ... ببینه که چه گیج و خسته م ... دستمو محکم بگیره ، بگه که نترس من هستم !
maryam
من زنم وقتی خسته ام...وقتی کلافه ام...وقتی دلتنگــــم... بشقاب ها را نمیشکنم ...شیشه ها را نمیشکنم ...غرورت را نمیشکنم ...دلت را نمیشکنم ...در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد... این بغض لعنتی ست!
maryam
اینجا همه خوبند خیالت راحت! ....من مانده ام و چهار تا هم صحبت!.... این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم... من،...عشق،...خدا،...عقربه های ساعت
maryam
من چرک نویس احساسات تو نیستم ! “دوستت دارم” هایت را جای دیگری تمرین کن...
maryam
تو زندگی به هیچ کس اعتماد نکن . . . . . . آیینه با همه یه رنگیش ....دست چپ و راستو به تو اشتباه نشون می ده!
maryam
نمیدونی چه دردی داره ...... چی می کشــه .......... اونیکه!!! احساس غریبی میکنه ...توی ازدحــــام یه جمعیت آشنــــا...
maryam
تو رفته ای ......... و من میان ریخت و پاش نبودنت... دنبال خودم می گردم
آجی مریم چی شده ؟؟؟
14 سال و 1 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبلهییچی عزیزم ...خودمم نمیدونم الهه جون... خسته ام...
14 سال و 1 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبلچــــــــرا آخه ؟؟؟ الان بهت میزنگم..
14 سال و 1 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 19 دقيقه قبل