دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عادت ماست که بی باده و مِی مست شویم
فارغ از میکده و هرچه در آن است شویم
عادت ماست که بی وقفه به دریا بزنیم
مشکل خویش به پیشانی فردا بزنیم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه میکده :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 303 می باشد را وارد کنید. بصورت [303]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید
4- لایک به گروه

جزئیات گروه

شناسه 303
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 29664 پست
عضو 941 کاربر
طرفدار 84 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 7
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 10
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 4

کاربران گروه

(937 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

میکده
شناسه‌: 303 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

دنبال بهانه بودم گریه کنم...چشمامو سرزنش نکن و سعی نکن جلوشون رو بگیری...بهانه باز هم پیدا شد...اونم خودت هستی...

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

از بچگی عاشق کوه بودم ولی خیلی می‌ترسیدم از ارتفاع ... با پرویی تمام میرفتم تو ارتفاعهای بلند ولب پرتگاهها ... میگفتم من نمی‌ترسم ولی واقعا می‌ترسیدم ... یه جورایی به خودم دیازپام میزدم ... یه دایی دارم سنش با من زیاد توفیر نمیکنه ... ازم یه چند سال اندکی بزرگتره ... همیشه با هم میرفتیم ... ولی اون بچه شهرستان بود و به چم و خم کوه وارد و منم که گاها میرفتم شهرستان تا با هم چند روزی رو سپری کنیم ... میرفتیم کوه و عشق و حال ... تمام خاطرات شیرین من با اون هستش ... روزایی رو که تو دل طبیعت شب میکردیم ... هنوزم بعد از این همه سال کوه آرامش‌بخش لحظات زندگی منه ... خیلی دلم براش تنگ شده .... یاد اون روزا بخیر ....

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

غبار عجیبی بود ... اصلا نمیشد جلوی چشاتو ببینی .... همش خدا خدا میکردم که سریع تر تموم بشه ... روی دوپای خودم نشسته بودم و شالمو انداخته بودم روی سرم که مبادا نابود بشم از این غبار وحشتناک... نمیدونم چند ساعتی گذشت ولی انگار هر لحظه بدتر میشد .... انگار بهم فرصت داده بود تا یه خورده به خودم. به گذشتهه ام و آیندم بیشتر فکر کنم ... فرصتی برای مرور لحظه های زندگیم ... گاهی به خدا میگی خدا جون تو اینبار .. فقط اینبار ..کمکم کن .. من آدم میشم ... و خدا کمکت میکنه و بعد از اینکه خرت از پل گذشت دوباره همون قصه های تکراری دیگه .... اون روز غبار خیلی شدید بود ... انگار میخواست قدرتشو به رخم بکشه و منو کوچیک کنه لا به لای نوازشهای دوستانش .... ولی بالاخره تموم شد ... من موندم و یه مرور و زندگی دوباره ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

تغییر کرد .........

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

آخه من تو نیم ساعت چطوری گزارش از شهریور ماه پارسال تا الانو بدم .... مسخره هااااا

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

به سلامتی کسی که نمیشناستت اما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه و لایک می کنه تا بهت بفهمونه که تنها نیستی

Rahil
Rahil
در میکده

غضنفر اورست رو فتح میکنه،بهش میگن:انگیزت چی بود؟میگه:خدا لعنت کنه کسیو که گفت اون بالا نظری میدن.

Rahil
Rahil
در میکده

دلتنگی هایم راباکدام قایق خیالی،روانه دل دریاییت کنم تا بدانی دلتنگتم.

Rahil
Rahil
در میکده

احساس توچون طراوت باران است/برزخم شکوفه های گل درمان است/هروقت که در هوای تومیچرخم/انگار نفس کشیدنم آسانست.

Rahil
Rahil
در میکده

توکه هستی،زندگی هست!!!

Rahil
Rahil
در میکده

میدونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟قبل از ازدواج فکرمیکنی دنیا بهشته!بعداز ازدواج به جهنم هم اعتقاد پیدا میکنی!

Rahil
Rahil
در میکده

دوستت میدارم وبیادت هستم،حتی اگر قرارباشد،شبی بی چراغ درحسرت یافتنت تمام کوچه هارا قدم بزنم.

Rahil
Rahil
در میکده

لره 15سال دعا میکرد وازخدافرزند پسر میخواست.جبرییل نازل شدوگفت:پدرمونو درآوردی،باید اول ازدواج کنی.

Rahil
Rahil
در میکده

فلب زیبایت رادرصفحه چشمانم میگذارم/تا جراغی باشدبرای شبهای دلتنگیم.

Rahil
Rahil
در میکده

آدمک آخر دنیاست بخند/آدمک مرگ همین جاست بخند/دست خطی که ترا عاشق کرد/شوخی کاغذی ماست بخند/آدمک خرنشوی گریه کنی/کل دنیاسراب است بخند/آن خدایی که بزرگش خواندی/بخدا مثل تو تنهاست بخند.