باران
به اندازه ی چای داغ شب های امتحان دوست دارمت!!! اما… اضطراب نمیگذارد، نه گرمایت را حس کنم، نه آرامشت را
باران
روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد، تا همیشه بگویم همین دیروز بود
باران
بعضی از فرشته ها بال دارند و بعضی هاشون ندارند مثل دوست، تقدیم به تو فرشته ی بی بالم که به وجودت می بالم
باران
زیر سایه بون چشمات تو شبستون نگاهت، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون، میون نامهربونی تا بخویی برات میمیرم
باران
کسی هست آغوشش را، شانه هایش را به من قرض دهد؟ تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ سوال و دلداری و نصیحتی.؟
باران
خواهش میکنم: بی حوصلگی هایم را ببخش، بداخلاقی هایم را فراموش کن، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر، در عوض من هم تو را میبخشمکه مسبب همه ی اینهایی.
aynor
یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند ...بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام !
باران
خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ !
که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ !
سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم
شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ
باران
طعم ِ خیس ِ اندوه و اتفاق ِ افتاده
یک … آه ! … خداحافظ یک فاجعه ی ساده
خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد
یه سایه شبیه من ، پشت پنجره پژمرد
باران
خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت
aynor
بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست .....پاشیده ام شراب کف آلود ماه را......
باران
این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ جان شما و خاطره هامان خداحافظ من میروم بدون تو اما دعایم کن در اولین تراوش باران خداحافظ
aynor
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم ...بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم.. خالی از خود خواهی من برتر از آلایش تن ...من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم... عشق صدها چهره دارد ...عشق تو آیینه داره عشق ..عشق را در چهره ی آینه دیدن دوست دارم ... در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم ....چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
باران
بیخودی متاسف نباش تو آمده بودی که بروی اصلا! تو چه می دانی چه ترسی ست ترس از کوچه ی بعد از خداحافظ؟