دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران

زندگي دفتري از خاطرهاست … يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک … يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد… ما همه همسفريم

باران
باران

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد

aynor
aynor

مثل تو و حتی بیشتر از تو غروری ناشکستنی داشتم ... اما تو با حضورت ... چیزی رو در من به هم ریختی ... به آتیش کشیدی خیلی چیزها رو ... غرورم رو ... عقلم رو ... آرامشم رو ...

aynor
aynor

برای اینکه از سرم بیفته فکرت..یه طوفان شدید نیاز دارم...که در راهه..خیلی زود و خیلی شدید...

aynor
aynor

نمیدونم چه حکمتی داره هر وقت سعی میکنی چیزی رو از خودت دور کنی..بهش فکر نکنی...بیشتر بهش فکر میکنی...

aynor
aynor

خدا رو چه دیدی.........توکل می کنم...بازم..

aynor
aynor

یه بار با صدای بلند داد بزن بگو: ازت متنفرم...تا دلم خنک بشه........

aynor
aynor

عاشق ِ تو بودن رو دوست دارم ... ...یه جور انرژی بهم میده ... ...

aynor
aynor

حتی کسی هم که هیچی از احتمال نخونده باشه ... به راحتی میتونه احتمال ِ دیدن ِ تو رو "صفر" تخمین بزنه...

aynor
aynor

باید همه چیز روگردگیری کنم ... ...اول از همه خاطرات ِ قشنگ ِ تو رو ... ..با اینکه هر روز توی ذهنم رژه میرن و گردی نگرفتن..

aynor
aynor

... تو که نباشی... ... تو که نخندی ... ... همیشه در دلم طوفانی به پاست ...

aynor
aynor

بهانه من شده ای برای همه چیز.........

aynor
aynor

این روزها ...تو شده ای بهانه ی من برای همه چیز... برای... همه دلتنگی ها ... دل مور مور شدن ها ... خنده های ناخودآگاه ... اشک های گاه و بیگاه ... کابوس های شبانه ... برای همه خواستن ها و نخواستن ها ...

aynor
aynor

..فکر کن داری یه کتاب جذاب و خوندنی رو میخونی ... .. و درست موقعی که جذب خوندنش شدی ... ..اونو از لابلای دستات بیرون بکشن ... .. چه حسی بهت دست میده اگه فکر کنی دیگه هرگز اون کتاب به دستت نمیرسه؟؟... ..حسرت خوندن خط به خطش ... ..روی دلت سنگینی میکنه ... .. و حالا... من یه حسی شبیه اون رو دارم تجربه میکنم ... .. خیلی تلخه ... ..امیدوارم هیچ وقت تجربش نکنی ... منو ببخش که با کتاب مقایست میکنم... شاعر نیستم تا برات شعر بگم .. وگرنه تا الان یه مثنوی سروده بودم ...

aynor
aynor

خدایا .. چی میشد اگه این احساس ِ دلتنگی آدمها نسبت به همدیگه رو هیچ وقت نمی آفریدی ...؟! ... چی میشد؟!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.