دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

آه ...چقدر مرزهای خاکی آدم‌ها ترک‌دارند!

...غزلواره ...
...غزلواره ...

هر آغازی فقط ادامه ایست... و كتاب حوادث همیشه از نیمه ی آن باز می شود.

aynor
aynor

سیب را حوا خورد ...تو مرا از بهشت راندی.......

morteza
morteza

... هنوز زیر خاکستر دلت، آتشی هست که نگاهی دوباره شعله ور کند ؟... شاید یکی دوباره این قصه زیر و بر کند ...

matin
matin

و با اندکی پستی و بلندی ... کسی چه می داند ؟ همیشه آنگونه که میخواهیم نیست ... و هرچه میخواهیم به دست نمی آید ... هجران ها هم حکمتی دارند....

matin
matin

ای خسته ی تنها... میدانم که میدانی:... بهای عشق گزاف است... ایثار میخواهد و کار هرکسی نیست ...! و من دردی فراتر از درد های عاشقانه ی دل عاشقی که در هرحالت زندگی سوخت و ساخت و مقابله کرد ، درتو نمیبینم. توانائی ات فزون باد و صبرت عظیم...!

matin
matin

من خود دلم از مهر تو لرزید و گرنه /تیرم به خطا می رود اما به هدر نه /دلخون شده وصلم و لب های تو سرخ است /سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر نه /با هر که توانسته کنار امده دنیا/ با اهل هنر ؟ اری با اهل نظز ؟ نه/ بد خلقم و بد عهد زبان بازم و مغرور/ پشت سر من حرف زیاد است ! مگر نه ؟ یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد/ یک بار دگر بار دگر بار دگر نه ...

matin
matin

نگران نبودنت نباش نفرینت نمیکنم! همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست برایت کا[!]ت!!

matin
matin

با توام.............. تا روزی که رفتی می پنداشتم عشق همه اش شیرینی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت که با آخرین نگاه است که اولین رنج آغاز می شود..

matin
matin

شب شنیدم زاهدی می گفت او افسانه بود / در وفایش خویش را افسانه کردم برنگشت ............

matin
1301615936815133_thumb.jpg matin

تا توانستم به عمر خود دلی هرگز نیازردم -ولی- / تا همینجا خوب بودن را کفایت می کنم

matin
matin

همه مردم میگن دنیا ارزش نداره ، مگه میشه دنیایی که توروداره ، بی ارزش باشه؟؟!!

mahtab
mahtab

لازم نیست کسی موهایش فر باشد...لازم نیست کسی مو داشته باشد...لازم نیست کسی کچل باشد...کافی است کسی باشد...تا من...یاد ِ تو بیفتم که نیستی!

mahtab
mahtab

دیگر چه فرق می‌کند باشی یا نباشی ، من با تو زندگی می‌کنم...

matin
matin

تنها در عمق نگاه خیلی ها میشه غربت را احساس کرد من تنها نیستم تو تنها نیستی ما یک جمعیتیم که تنهاییم ....