دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Sajjad
Sajjad

کاش می دانستم آیا گذشته ها را بازگشتی؟ و آیا حضوری دوباره هست؟

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

آنکه سرمست غرور آمد و دستی به دل مازد و رفت دراین خانه ویرانه ومتروک و ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی دل را به رخ ما بکشد؟ طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

matin
matin

باران که می بارد تو در راهی / از دشت شب تا باغ ِ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز / با ابر و آب و آسمان جاری تا عطرِ آهنگ تو می رقصد / تا شعر باران تو می گیرد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

دوست ها تیکه های پازل اند، اگه یکیش کم بشه هیچی جاشو نمیگیره و اون پازل هیچوقت کامل نمیشه، تو یکی از همون تیکه هایی که من هیچوقت گمت نمیکنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

خوش به حال تکیه سنگ..............که ندارد دل تنگ.........حسودیم میشه بهت.......یک صدایی و یه رنگ.............

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

هیچ بارانی نمی بارد مگر صفا دهد. هیچ گلی جوانه نمی زند مگر هدیه شود.هیچ خاطره ای زنده نمی ماند مگر شیرین باشد . هیچ لبخندی نیست مگر شادی بیاورد ! پس بگذار باران شوق بر زندگیت ببارد تا روحت را صفا دهد .. گلهای عشق در دلت جوانه زند تا آنها را به دیگران هدیه کنی .. خاطراتت قشنگ باشند تا همواره به یادشان بیاوری .. لبخند بر لبانت نقش بندد تا شادی را بیفشانی .. و بهاری بیاید تا بدانی باز هم فرصت بودن هست

matin
matin

در سکوت دادگاه سرنوشت ، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت. گفته شد دلداده ها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت

matin
matin

جدا از تو نمیگردم که تو در جسم من جانی بدون جان عزیز دل مگر میماند انسانی اگر چه نیستی نزدم ببینی این غم و دردم چه با من میکند هر دم ولی دانم که میدانی ......

matin
matin

وقتی با توام ثانیه ها مثل باد در گذرند و بی تو انگار تمام ساعت های این شهر خوابیده اند بیدار شوید …مگر نمی بینید اینجا دلی برای دیدنش لحظه شماری می کند ..........

matin
matin

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت من که گفتم این بهار افسردنیست من که گفتم این پرستو رفتنیست آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد ........

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

زندگی باید كرد ! گاه با یك گل سرخ ! گاه با یك دل تنگ ! گاه باید روئید در پس یك باران ! گاه باید خندید بر غمی بی پایان...

آزاده ایــرانی
69330085664_708103.jpg آزاده ایــرانی

نه همان نقش و نگاري كه خودت ميخواهي، نقشه را اوست كه تعيين كرده، تو در اين بين فقط ميبافي ، نقشه را خوب ببين! نكند قالی زندگیت را نخرند

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم

matin
1303718029178533_thumb.jpg matin

دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي است ٬ ساده مي افتد، ساده ميشکند، ساده ميميرد، دل من تنها سخت ميگريد . . .

matin
matin

امروز با غرورت باز م مرا شکستی با ناز وقهر و کینه مهرم زدل گسستی دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی ...