دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor

از درون همه ویرونم...اما ظاهرم آباد...........................

ღ جـــــواد ღ
ღ جـــــواد ღ

عشق چیز عجیبی نیست ، عزیز دلم ! همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم !

ღ جـــــواد ღ
ღ جـــــواد ღ

خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی .

ღ جـــــواد ღ
ღ جـــــواد ღ

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال ، لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس .

آرمان
1319742308536287_orig.jpg آرمان

بهم گفت یه آرزو دارم واسم دعا کن. چه شبهایی که اشک ریختمو واسش دعا کردم اما حیف که نمی دونستم آرزوش جدایی از من بود

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آرمان
آرمان

كاش نگات به هر كي جز من واسه يك شب قدغن بود....

این ارسال را بازنشر کرده است.
رضـــی
رضـــی

... چی کار ميکنی با اين بنده ی دیوونه ی کثيف خاکی شلم شوربا که توی تنهاييش بيشتر دلش با تو ميشه تا توی جمع آدمايی که جمع می شن تا همه با هم صدات کنن؟..... چی کار ميکنی باهاش که فقط توی تنهاييهاش درست حسابی باهات حرف می زنه؟....خدايا

رضـــی
رضـــی

... همه ی وجودم شده چشم داره دنبالت می گرده.... همه ی وجودم شده گوش داره می شنفتت.... همه ی وجودم شده دل... داره واسه خاطر تو گرمپ گرمپ ميزنه ....

رضـــی
رضـــی

... می دونی چقدر دلم سبک شده ؟... چقدر سرم سنگين؟...چقدر چشمام داغ؟... می دونی چقدر باز خيال برم داشته که شدم همون نگار هميشگی که دوسش داشتم و دوسش داشتی؟....

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

/ سنگ ... كاغذ ... قيچی ... اصلا چه فرقی میكند ... وقتی تو ، آخرش ، با پنبه سر می بری ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

/ یه بوم خالی و سفید توی اتاق یخ زده جلوش یه مشت رنگ سیاه با یکی که حالش بده

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

ماركو: از بوسه من خوشت نيامد؟ ورونيكا: كاش گناه نبود تا كاملا لذت ميبردم... ماركو: ما گناه ميكنيم تا خداوند بخشنده بمونه!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
رضـــی
رضـــی

سلام... سلام خدايا... خيلی وقت بود که حتی يه سلام خشک و خالی هم نکرده بودم.... خيلی وقت بود که يادم رفته بود.... يادم رفته بود.... سلام خدايا... دلم تنگ شده بود برات.... دلم برای تشکرکردن تنگ شده بود.... دلم برای يه سجده ی حسابی و يه خلوت بکر،برای يه جا نماز خيس از گريه هام، برای هق هقی که فقط صداش به گوش تو برسه تنگ شده بود...

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

/ حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت من میخواستم مالک دلش باشم اما او .... فقط یک مستاجر میخواست

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
توسط موبایل در برای مخاطب

/ اول فكر مي كردم: آنكه بود "تو" بودي و آنكه نبود "من"! اما بعد فهميدم: بود و نبود بازيچه بود زيرا هرچه گشتم غير از خدا هيچكس نبود