دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علی
مرد - متاهل
امتیاز: 340

دنبال‌شدگان

(21 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(40 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

علی
علی

تو ملولی ومرا طاقت تنهایی نیست

علی
علی

دلتنگم

علی
علی

سلام من یک دوست میخوام کسی منو یاری میکنه افسرده شدم از تنهاییی

علی
علی

دلم گرفته یه دوست می خوام

علی
599349_373029122800495_145160545_n.jpg علی

عشق یعنی می توان پروانه بود یک نگاه ساده را دیوانه بود عشق یعنی یک سبد یاس سپید نسترن هایی که دستان تو چید عشق یعنی باور رنگین کمان پرگرفتن در میان آسمان عشق یعنی ما شدن یعنی خروج قله این زندگی یعنی عروج عشق یعنی عالمی حرف و سکوت یک دل بشکسته هنگام قنوت عشق یعنی یک قدم آنسوی من روحی اندر کالبدهای دو تن عشق یعنی عهد بستن با خدا تا نگردیم از کنار هم جدا عشق یعنی مثل شمعی سوختن چشم بر پروانه خود دوختن عشق یعنی سادگی یعنی صفا مخلص و یک دل شدن یعنی وفا عاشقی تنها نیاز وناز نیست راه این وادی به هر کس باز نیست عاشقی چون عاشقی بی خویش باش فکر ایمانت مکن، بی کیش باش

علی
علی

نازنین خدای من, امروز برای همه دوستانم عشق حقیقی, سلامتی, آرامش و نیکبختی را آرزو دارم. خدایا عطا کن به آنان هر آنچه برایشان خیر است. و دلشان را لبریز کن از شادی و لبانشان را با گل لبخند شکوفا کن. آمین ای مهربانترین مهربانان...........................

علی
akshaye_tabiate_royayi-13.jpg علی

حبیب من ، همه زخمم ، بیا و مرهم شو طبیب من ، همه دردم ، بیا ودرمان باش به یاد خط تو دیوان من پر از غزل است غزال من همه به یاد من غزلخوان باش شهریار

علی
534111_QLQTD0PQ.jpg علی

خدایا، تو از همه ی همدمان با دوستانت بیشتر همدمی و برای کسانی که کار خود را به تو واگذارنده اند در بسندگی آماده تری

علی
علی

نازنینم اما من همیشه با تو می مانم تا پشت پنجره به انتظارم ننشینی با تو می مانم تا پنجره غم گرفته دلت را شاد کنم من در کنارت هستم سرت را بر شانه ام بگذار من می مانم ...

علی
علی

نازدانه ی دلم! همه رفتند ... همه آرام می آیند و آرام می روند

علی
علی

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من که بغض آشنای ابر گریه می خواهد بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد

علی
علی

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه، خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد! /////// برگرفته از کتاب "گریه های امپراتور" فاضل نظری /////

علی
علی

در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما

علی
علی

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانهء ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دگر خانهء دوست کجاست؟