aynor
یـــادتــ بــــــاشــ ه کــــ ه تنهــــــــــا آرزومــــــــــــــی . .
aynor
باید همیشه دور بود... نزدیکی کوری می آورد... نزدیکی خواب می آورد ... ... ... عادت... باید همیشه دور بود...! نزدیکی گند بالا می آورد....
aynor
تو که گفتی: نقاش نیستی...... پس چرا به تو فکر می کنم دنیایم رنگـــــــــــــــــــــی می شود....... .
aynor
ببیــــــــــن ......نبودن ِ تـــو دل ِ من ُ شکــونده . .
aynor
زمین دور تو میگرده ..زمان دست تو افتاده ...تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده... تمام خونه پر میشه از این تصویر رویایی.. تماشا کن، تماشا کن چه بیرحمانه زیبایی.......
aynor
حسرت . . نـــــــــــــــــــ ه .... اشتباه نکن..... خوراک ِ توستـــــ
aynor
گفته هایت را روی سنگ هک کردم تا در اولین فرصت سنگ را بر سرت بکوبم ...تا بدانی بیهوده گفتن درد دارد....
aynor
تنها باران است که گاهی ، در اوج تنهایی من ، در آن لحظه که هیچ کس نیست ، با من از تو می گوید... ولی درد من از این است که دیریست باران نمی بارد!!!
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نشسته ام…. _ کجا؟ …کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم
aynor
وقتــی تــو دنیــامی ..دلـــــــم...کــاری بــا دنیــــــــــا نـــداره...........
aynor
تـو چشـــام نگـــا میکنـــی ُ دلــــ میمیــــــــــــــره.............
aynor
خراب شود شهر خفتهي بخت من كه بر سنگفرش آن تو با ديگري نفس كشيدهاي و آب از آب تكان نخورده است . .... و من چه ساده برای نکرده های آنچنانیم محکوم شدم.......
aynor
راحــتــــــــــــــــ بخـــــــــــــــــوابــــــــــــــ
aynor
وقتی اومد کسی دورم نباشه...تا که بدونه عشقش از بی کسی مُرد............
aynor
به اندازه ی گریه ی گنجشک دوستت دارم... شاید این دوست داشتن کم به نظر برسه... اما گنجشکها وقتی گریه میکنند که میمیرند...