دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor

با تنت برای تنم لالائی گفتی.... چشم های تو با من بود و من چشم هایم را بستم ....چرا که دست های تو اطمینان بخش بود .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

با تنت برای تنم آواز خواندی. من با چشم ها و لب هایت انس گرفتم ......

aynor
aynor

در تاریکترین شب ها دلم صدایت کرد .....

aynor
aynor

در تاریکی چشم هایت را یافتم و شبم پر ستاره شد. ........

aynor
aynor

خدا خدا مي كنم زير لب.... اي كاش دست بعدي كه به سويم دراز مي شود دست تو باشد...........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
aynor
aynor

كاش هر بار كه مي رفتي آخرين كسي بودم كه تو را مي بوسيد .......

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
memorialdayatarlington.jpg aynor

باز برای نبودنت.........بیقرار گریستم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

هیچ وقت تو دیکته ی کلاس اول دلتنگی را یاد ندادند، شاید می دانستند که بعضی کلمه ها مثل درد، کشــــــــــــــــــــیدنی هستند نه نوشتنی!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد.......

آرمان
آرمان

گاهی.... آنقدر واقعیت داری كه دست هایم هوا یت را در آغوش می گیرد

پـریـسـا
4 (1).jpg پـریـسـا

تو را من چشم در راهم شباهنگام

پـریـسـا
بياكه.jpg پـریـسـا

بیا که لحظه لحظه هایه انتظار..تمام وجود خسته مرا به نیستی کشانده هست

aynor
aynor

ما و مجنون درس عشق از يك اديب آموختيم.... او به ظاهر گشت عاشق ما به معنا سوختيم...

aynor
aynor

بعضیها رو باید از تو رویاهات بکشی بیرون ومحکم بغلش کنی،بعد آروم در گوشش بگی: آخه تو چرا واقعی نیستی لامصب. . . !!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

چشم هایم خیره شد بر قاب در ....از خودم پرسیدم آیا رفته است..... ناگهان تقویم با لحنی خشن داد زد یک سال و چندین هفته است...