دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor

نفسِِعمیق بکش...........هوایت را کرده ام

persianboy
persianboy

تاحالا کسی بهت گفته چقدر ناز و خوشگلی؟ ، نه؟ من هم نمی گم!

aynor
aynor

میروی..........میمانم..خیلی وقت است تکرار میشوم

persianboy
persianboy

می خوام عکسمو به عنوان یادگاری بهت بدم ، فقط یه شرط داره: وقتی بهش نگاه می کنی با چاقوی تیز پرتقال نخوری

persianboy
persianboy

انا لله و انا الیه راجعون . ارسال کننده این پیام کشته مرده شماست .

aynor
aynor

آرمان
آرمان

تو را... و تمام خاطراتت را ... می سپارم به این حلقه های دود سیگارم ... ... سیگارم که تمام شود ... تو هم تمام شده ای ...!!! به همین راحتی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
persianboy
persianboy

تو آخر وحشت و اندوه را نشناختی هرگز و نفشرده است هرگز پنجه بغضی گلویت را نمی دانی چه چنگی در جگر می افکند این درد خداوندا، خداوندا

aynor
aynor

یعنی نفسهایم.....میسوزد در هوایت.....

aynor
aynor

من....نشانی ات کجاست؟... میسوزد

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمان
آرمان

دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم....... روی آن نقطه هم میخ میکوبم ...و قاب عکس تو را می اویزم

persianboy
persianboy

و ارزش يك دوست را از كسي بپرس كه مثل من اونو از دست داده است

aynor
aynor

باز هم بمان.....شاید فردا زودتر بیاید

آرمان
آرمان

برای لـــبـانـــی کـــه دوخته ام عُمـــری ست بـــَــــــد سوخته ام ... " تو " بمـــان مـــرهم تمام سوختن ها

persianboy
persianboy

اخوان ثالث .....چه بود؟ این تیر بی رحم از کجا آمد؟ که غمگین باغ بی آواز ما را باز در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان محروم و خالی کرد از آن تنها و تنها قمری محزون و خوش خوان نیز چه جانسوز و چه وحشت آور است این درد نمی خواهم نمی آید مرا باور