دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
reza
reza
در مشاعره

من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست ... وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در همه چشمی عزیزو نزد تو خواریم / در همه عالم بلند و پیش تو پستیم

reza
reza
در مشاعره

محمل لیلی از این بادیه چون برق گذشت ... همچنان گردن آهو به تماشاست بلند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم / شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم

reza
reza
در مشاعره

من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت ... سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم / که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

reza
reza
در مشاعره

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما ... با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت / آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

reza
reza
در مشاعره

یاد باد آن‌که رُخَت شمعِ طرب می‌اَفروخت ... وین دلِ سوخته پروانهٔ ناپروا بود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دیوانۀ عشقت را جائی نظر افتاده ست / کآنجا نتواند رفت اندیشۀ دانائی

reza
reza
در مشاعره

یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست .. و آنچه در مسجدم امروز کم است آن جا بود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی / خرقه جائی گرو باده و دفتر جائی

razie
razie
در مشاعره

یکی شبی چه شود از برای یار مخسب.... برای یار لطیفی که شب نمی‌خسبد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مروّت / به احتیاط رو اکنون که آبگینه شکستی

این ارسال را بازنشر کرده است.
reza
reza
در مشاعره

یارم چو قدح به دست گیرد ... بازار بتان شکست گیرد