دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
اتا
اتا
در مشاعره

یا رب خزان چه بود بهار شکفته را ...هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید..

حنانه
حنانه
در مشاعره

یوسف عزیزم را ‌ای برادران رحمی.. کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی..

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس / تو بی رخ زرد من ندانم چونی

حنانه
حنانه
در مشاعره

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم.. نقشی‌ به یاد خطّ تو بر آب می‌زدم..

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل در غم عشق مبتلا خواهم کرد / جان را سپر تیر بلا خواهم کرد

حنانه
حنانه
در مشاعره

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن.. من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود..

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا / ما را سر تازیانه ای بس باشد

حنانه
حنانه
در مشاعره

تا نیست نگردی ره هستت ندهند.. این مرتبه با همت پستت ندهند..

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

زان یار دلنوازم شُکری ست با شکایت؛گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت / بی‏ مزد بود و منّت هر خدمتی که کردم؛ یارب مباد کس را مخدوم بی ‏عنایت

حنانه
حنانه
در مشاعره

دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز.. دروغ وعده و قتال وضعو رنگ آمیز..

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

تا دل نمی بَرم ب کسی دل نمیدهم/صیاد من نخست گرفتار من شود

حنانه
حنانه
در مشاعره

واعظ شحنه پرست این عظمت گو مفروش.. زانکه منزلگه سلطان دل مسکین منست..

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

آن لاله رُخ، که سوخت دل من به داغ او/روشن بُود همیشه الهی، چراغ او

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

دیدم چو دید در خم زلفش شدم اسیر ... تابید ابروان و زمن بست دیده را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ندانم از تو چه باشد نصیب محرومان / که محرمان تو در آرزوی یک نگه اند