دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Alireza
Alireza
در مشاعره

همه عمر برندارم سرازاین خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

مدادتراش
مدادتراش
در مشاعره

یکی به تسلیتم یک دقیقه لال نشد، های... / چه قدر بی کَسَم؟ ای سرشناس های همیشه!

Alireza
Alireza
در مشاعره

ما را نه غروریست نه فری نه کلاهی/خاکیم به زیر قدم خویش نگاهی

مدادتراش
مدادتراش
در مشاعره

و سال هاست به خود پاسخی نمی دهم ای دوست / که روزی از تو که حس می کنی مرا بسرایم

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو * پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

نه جامی کو دمد در آتش افسرده جان من *** نه دودی کو بر آید از سر شوریده سامانم

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو * کان فلانت گبر گوید وان فلانت مرد دین

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

ترسم که بعد مرگ من ای بی وفا رفیق **هرکس که دید حال تو این نغمه سر کند **دیدی که خون ناحق پروانه شمع را **چندان امان نداد که شب را سحر کند ؟

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید * تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

صـاد
صـاد
در مشاعره

ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود / وين را ز سر به مهر به عالم سمر شود ...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من *** به دردت خو گرفتم ، نیستم در بند درمانت

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

با یادت ای بهشت من آتش دوزخ کجاست * عشق تو در سرشت من با دل و جان آشناست

اتا
اتا
در مشاعره

ماه رویا روی خوب از من متاب .. بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب

مدادتراش
مدادتراش
در مشاعره

هم یافتم تفاوت ما ریشه ای تر است/ تو تن سپرده ای و من از تن بریده ام

motefavet
motefavet
در مشاعره

دل غمدیده ی ما عشق ز یادش رفته /دلبر و یار وفادار ز یادش رفته/ پی دلدار شده خیره به کریم/ دل ما فکر کنم ضعف برایش رفته