دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Alireza
Alireza
در مشاعره

درد عاشقي را دوايي بهتر از معشوق نيست / شربت بيماري فرهاد را شيرين كنيد

الينا
الينا
در مشاعره

تا به پاي دار امد از پيم شيون كنان / هيچ جا در حق ما زنجير كوتاهي نكرد

Alireza
Alireza
در مشاعره

از منست اين غم كه بر جان منست / ديگر اين خود كرده را تدبير نيست

الينا
الينا
در مشاعره

اشك را قاصد كويش كنم اي ناله بمان / زانكه صد بار برفتي اثري نيست ترا

Alireza
Alireza
در مشاعره

یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا / شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا

طلوع
طلوع
در مشاعره

نترسم که با دیگری خو کنی **تو با من چه کردی که با او کنی؟

Alireza
Alireza
در مشاعره

در جهان بال و پر خويش گشودن آموز / كه پريدن نتوان با پر و بال دگران

الينا
الينا
در مشاعره

تو در آئينه نظر داري و زين بي خبري / كه به ديدار تو آئينه نظرها دارد

Alireza
Alireza
در مشاعره

مغرور مشو این همه بر سوز خود ای شمع / کاین سازش پروانه هم از روی حساب است

الينا
الينا
در مشاعره

ياد ما ميكن گهي پر بار خاطر نيستيم / با همه دير آمدن ها زود از دل مي رويم

Alireza
Alireza
در مشاعره

دايم دل خود ز معصيت شاد كني / چون غم رسدت خداي را ياد كني

Hessam
Hessam
در مشاعره

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد...بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

طلوع
طلوع
در مشاعره

از خدا جوییم توفیق ادب ** بی ادب محروم ماند از لطف رب

الينا
الينا
در مشاعره

دارد از تن شعله آتش ميان پيرهن / حيرتي دارم كه پيراهن نميسوزد چرا

Alireza
Alireza
در مشاعره

از مردم افتاده مدد گير كه اين قوم / با بي پروبالي، پر و بال دگرانند

این ارسال را بازنشر کرده است.