دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mahmoud
mahmoud
در مشاعره

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب * بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب

Alireza
Alireza
در مشاعره

نمی دانم چه می خواهم بگویم / زبانم در دهان باز بستست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

من می شناسم این دل مجنون خویش را / پندش دگر مگوی که بی حاصل است این

Alireza
Alireza
در مشاعره

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم / بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا ز خود بیرون نیاید دل نگردد دیده ور / قسمت گوهر نگردد چشم بینا در صدف

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

تا سر زلف پریشان تو در جمع آمد / هیچ مجموع ندانم که پریشان تو نیست

Alireza
Alireza
در مشاعره

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست /محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

مپرس کز هوس روی دوست خواجو را // دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست

Alireza
Alireza
در مشاعره

دیشب جمال رویت تشبیه ماه کردم // تو به ز ماه بودی من اشتباه کردم

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

در رفتن جان از بدن، گوید هر نوعی سخن // من خود به چشم خویشتن دیدم، که جانم می رود

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

تو کز سوز محبت بی نصیبی چاره ی خود کن/کــ من پروانه ام خود را بــ جایی می توانم زد

Alireza
Alireza
در مشاعره

بیا که آینه ی روزگار زنگاری ست /بیا که زخم زبان‌های دوستان کاری ست

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

یارب این روح حسینی ست مگر در تن او / که علمدار شده نهضت حق را زینب

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

تنگی خاک مرا بر سر آن می دارد//کز غبار دل خود طرح کنم صحرایی

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

در قنوتم ز خدا عقل طلب می کردم ... عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت

این ارسال را بازنشر کرده است.