دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

هر آنکه خاطر مجموع و یار نازنین دارد / سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در این سیاهی ممتد ؛ در این سکوت ، غریبه! / دلم گرفته ؛ کمی هم بزن قلوت ؛ غریبه!

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

هرکس به طریقی دل ما می شکند/ بیگانه جدا دوست جدا می شکند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در این قفسکده حتی ز یاد ِ خود رفتم / ببین که بی کسی ِ دل چه کرد با من ؛ آه...

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل و یکی هجران پسندد

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

دل تمنا می کند از من بسازم خانه ای ****عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای ؟

رضا جهانبخش رستمی
رضا جهانبخش رستمی
در مشاعره

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مرا به علّت بیگانگی ز خویش مران / که دوستان وفادار بهتر از خویش اند

الينا
الينا
در مشاعره

ز پيشم برنخيزي با همه سنگين دلي هرگز / اگر داني به ديدارت چه مقدار آرزومندم

اتا
اتا
در مشاعره

منم که دیده به دیدار دوست کردم باز ...چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در مشاعره

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق / هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

آن سان كه می خواهد دلت با من بگو آری / من دوست دارم حرف دل را بر زبان ؛ ای دوست

الينا
الينا
در مشاعره

ديگري را در كمند آور كه ما خود بنده ايم / ريسمان در پاي حاجت نيست دست آموز را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

يار دل بـُرد و پي بردن جان وعده نمود / شادمانيم كه يك بار دگر مي آيـد

الينا
الينا
در مشاعره

تا كي در انتظار قيامت توان نشست ؟ / برخيز ،تا هزار قيامت بپا كني