دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الينا
الينا
در مشاعره

مي طپد بس كه ز شوقت دل بي كينه ما / شده نزديك كه بيرون جهد از سينه ما

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال
در مشاعره

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم **** عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

reza
reza
در مشاعره

یـــا ز آه نـــیـــمـــشــب، یــا از دعــا، یــا از نــگــاه/ هـرچـه بـاشـد در دل سـخـتـت اثـر خـواهیم کرد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب / ُبوَد آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود / حالا که رماندی و رمیدیم ؛ رمیدیم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

لنگر بحر حوادث دل به دریا کردن است / سِیر این دریای پر آشوب ، بی لنگر مکن

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مزن زنهار لاف ِ حق شناسی / چو نتوانی به کُنهِ خود رسیدن

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند / از گوشۀ بامی که پریدیم ، پریدیم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ای صبا چشم من از آمدنت روشن شد / مگر از یوسف گمکرده پیامی داری؟

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

از شکوه خود سبک کرده ست کوه قاف را / هرکه چون عنقا ز چشم مردمان پنهان شده

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو / که مستحق کرامت گناهکارانند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل صیاد می لرزد به دام از دانۀ اشکم / خطر دارد قفس از نالۀ آتش زبان من

asal
asal
در مشاعره

یاد باد آن که زما وقت سفر یاد نکرد /// به وداعی دل غم دیده ی ما شاد نکرد

سجاد
سجاد
در مشاعره

دل روشن من چو برگشت ازوی/ سوی تخت شاه جهان کرد روی

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

مکش کمان جفا بردلم که تیر غمت / خود نشانه ی جان بی شمار می گذرد