دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در طالع من نیست به گرد تو رسیدن / چون گرد یتیمی ست زمین گیر غبارم

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت * گلگون کفن به عرصهٔ محشر قدم زنند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل ز بس سرگشتگی در سینه ام در سینه نیست / گوهر غلطان ندارد در صدف ، جا در صدف

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

یاد باد آنکه اثر در دل شیدا می کرد * آن نصیحت که مرا واعظ و ملا می کرد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دانه را سرسبز سازد ؛ قطره را گوهر کند / در جهان خاک باشد کیمیا ؛ افتادگی

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند * وگر به جان طلبم بوسه‌ای رهانه کند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یک نوا دارم ولی چون بلبل از نیرنگ گل / جلوۀ دیگر کند در هر دهان فریاد من

amirhosein
amirhosein
در مشاعره

دائم گل این بستان شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

ماهی شد و مستغرق دریای فنا گشت * پاسخ شد و از پرسش قلّاب درآمد!

amirhosein
amirhosein
در مشاعره

نه درغربت دلم شادو نه رویی دروطن دارم/الهی چرخ برگردد از این طالع که من دارم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نیست آرام به یک جای دل آزاران را / که بود در تن زخمی متزلزل پیکان

اتا
اتا
در مشاعره

الا که داری ز فیض باری توان وقدرت به جسمو جان ...بیا به امداد ناتوانان به حکم بازوی پرتوان

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

درخت توت به شیرین زبانی اش باقی ست / چشیده است ولی تلخی زمستان ها

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

تیر کمان ابروان بر سپرم مزن، که من * در جگرش نهان کنم، تیر کزان کمان رسد

سجاد
سجاد
در مشاعره

می نوش به خرمی که این چرخ کهن/ ناگاه تو را چو خاک گرداند پست